درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

پیوندها

بخش كتابخانه

منوی وی‍ژه لطفا توجه و پشتیبانی كنید

لوگوهای همایتی

آمار وبلاگ
 

 شمارنده وب

HTML Hit Counter

Admin Logo

منبع:امام زمان مهدی موعود اباصالح منجی قائم

از پیشینه این نوع برخورد با قرآن اطلاع چندانی در دست نیست، ولی از آنجا که سیوطی در کتاب الاتقان فی علوم القرآن به این موضوع پرداخته، می‌توان دریافت که این موضوع چندان غریب نبوده. با این حال توجه جدی به این موضوع در دهه هفتاد میلادی، با ادعاهای رشاد خلیفه آغاز شد. او ادعا کرد که نظمی رادر قرآن کشف نموده‌است که ویژگی خاص قرآن بوده و یکی از بزرگترین وجوه اعجاز آن به شمار می‌رود.

کشف رابطه ریاضی در قرآن، موجب گردید که برخی از پژوهشگران مسلمان برای کشف اسرار و رموز بیشتری از قرآن به آمارگیری از تعداد حروف و کلمات قرآن بپردازند. برخی از شاگردان یا پیروان رشاد، چون «عبدالله آریک» با چاپ کتابی، نظریات او را در باب «عدد نوزده» تکمیل نمودند. با اینحال برخی دیگر از اندیشمندان اسلامی نیز بودند که به طرح نظریات جدید ریاضی و مستقل از رشاد پرداختند.

پس ازآنکه رشاد خلیفه، نظریاتش را بسط داد، با استفاده از همان نظریه ریاضی، دو آیه آخر از سوره توبه در قرآن را تحریف‌شده و افزوده شده دانست،[۱][۲] و نهایتاً ادعا نمود خداوند او را رسول میثاق نموده است و نام او در قرآن کد شده است. خلیفه همچنین از سایر متون مذهبی در کنار قرآن مثل «سنت پیامبر» و «احادیث» به عنوان منابع جعلی نسبت داده شده به محمد و در تضاد با قرآن، یاد کرد و کشف واقعیت این متون و آموزه‌های جعلی را از وظایف رسالت خویش دانست.[۳] .[۴] این امر موجب شد تا محققین اسلامی شروع به نقد نظریه رشاد و دیگر همکاران و پیروان نظریات او نموده و ادعاهای وی را انکار کنند.[۵]

جدای از درستی یا نادرستی، نظریات ریاضی در حیطه قرآن قابل بررسی و تامل است. بخصوص آنکه در این میان، نظریات دیگری پدید آمدند که اگرچه از دیدگاه ریاضی به قرآن پرداخته‌اند اما کاملاً مستقل از نظریه رشاد و عدد ۱۹ وی بوده‌اند، از آن جمله می‌توان از مهدی بازرگان، نام برد که تاکنون نظریه‌اش مورد تعرض جدی مخالفان واقع نشده‌است.[۶]

تناسب تعداد تکرار واژه‌ها

پژوهشگرانی چون عبدالعلی بازرگان و عبدالرزاق نوفل، تعداد دفعات تکرار واژه‌هایی را در قرآن به صورت ویژه‌ای یافته اند. برخی از این واژه‌ها به شرح زیر اند:[۷][۸][۹][۱۰]

  • واژه «یَوم» (به معنای روز) در قرآن ۳۶۵ با تکرار شده که برابر تعداد روزهای سال است.[۱۱]
  • واژه «شَهر» (به معنای ماه) در قرآن ۱۲ بار تکرار شده که برابر تعداد ماه‌های سال است.[۱۲]
  • واژه «صلوة» (به معنای نماز) ۵ بار در قرآن به کار رفته که برابر تعداد نمازهای یومیه مسلمانان است.
  • واژه «امام» ۱۲ بار (هم به صورت جمع و هم مفرد) در قرآن آمده که برابر تعداد امامان شیعیان دوازده‌امامی است و با حدیث جابر ارتباط دارد. مثلا در آیه ۱۲ سوره یس آمده است: «و ما هر چیزی را در امام روشنگری جمع نموده‌ایم.»[۱۳]

برابری‌های تکرار دو واژه مرتبط

  • تعداد واژه‌های «رجُل»[۱۴] (به معنای مرد) و «امراة»[۱۵] (به معنای زن) با هم برابرند و هرکدام ۲۴ بار آمده‌اند.
  • تعداد عین واژه‌های «ملائكه» (به معنای فرشتگان) و «شیطان» با هم برابرند و هرکدام ۶۸ بار آمده‌اند. اگر مشتقات آنان را هم به شمار آوریم، باز هم برابر هستند. (۸۸ بار)
  • تعداد واژه‌های «دنیا» و «آخرت» با هم برابرند و هرکدام ۱۱۵ بار آمده‌اند.
  • تعداد واژه‌های «الحسنات» (به معنای نیکی‌ها) و «سیئات» (به معنای گناهان) با هم برابرند و هرکدام ۱۸۰ بار آمده‌اند.
  • تعداد واژه‌های «الحیاه» (به معنای زندگی) و «الموت» (به معنای مرگ) با هم برابرند و هرکدام ۱۴۵ بار آمده‌اند.

نظریه رشاد خلیفه

در سال ۱۹۷۲(میلادی) میلادی رشاد خلیفه مقاله‌ای منتشر کرد بنام «عدد۱۹، معجزه عددی در قرآن» و پس از آن در کتاب خود[۱۶] نظریه خود، مبنی بر کشف یک رابطه ریاضی در تعداد سوره‌ها، آیه‌ها، کلمات و حروف کتاب قرآن را رونمایی کرد. او انگیزه خود را اثبات اعجاز و غیر بشری بودن قرآن خواند تا بدین ترتیب اثبات کند که قرآن همانند انجیل نوشته دست بشر نیست و انشای خداوند است.

وی ادعا نمود که با استفاده از رایانه ارتباط عددی ویژه‌ای را در متن قرآن یافته‌است که با عدد ۱۹ مذکور در سوره ۷۴ (مدثر) ارتباط دارد. حروف مقطعه یکی دیگر از اساس نظریه اوست.

او در شروع کار خود تعداد حرف «ق» را در دو سوره‌ای که با این حرف از حروف مقطعه شروع می‌شوند (سوره‌های «شوری» و «ق») را بررسی نمود که نتیجه بررسی او این بود که تعداد این حرف در هر دو سوره یکسان و ۵۷ بار تکرار شده‌است، یا به عبارتی مجموعاً ۱۱۴ بار در دو سوره که این عدد با تعداد سوره‌های قرآن برابر است. از طرفی برابر بودن مقدار ابجدی کلمه «مجید» (که صفت قرآن در همان ابتدای سوره «ق» است) با عدد ۵۷ و برابر بودن تعداد تکرار کلمه «قرآن» در کل سوره‌های قرآن با این عدد، عقیده او را به وجود یک رابطه ریاضی در قرآن تقویت نمود.[۱۷]

رشاد به آیات ۱۹ تا ۲۱ سوره مطففین استناد می‌کند و آن را اینگونه ترجمه می‌کند کتابٌ مرقُوم * یُشهدُهُ المقرّبون (ترجمه: کتابی است که با اعداد بنا شده*تا بوسیله کسانی که به من نزدیک هستند مشاهده شود)[مطففین - ۲۱-۲۰] [۱۸][۱۹]

عبدالعلی بازرگان فرزند مهندس مهدی بازرگان با تایید کلی نظریه رشاد خلیفه چنین می گوید:[۲۰]

ملاحظات « رشاد خلیفه » محقق مصری ، در كشف كد ریاضی قرآن ( هرچند بعد ها ادعاهای باطلی كرد و برخی یافته هایش جای چون و چرا دارد ) حقایق غیر قابل انكاری را آشكار ساخت. مضرب مشترك بودن عدد ۱۹ در ۲۹ سوره ای كه با حروف مقطعه آغاز می شوند ، و صدها شاهد آماری برای اثبات این نكته و نكات ریاضی فراوانی كه توسط او یا شاگردانش مطرح گردید ( از جمله روابط بسیار حیرت آوری كه اعداد ۷ و ۹ و ۴۰ و . . . در قرآن دارند) نشان داد كه حتی یك كلمه را نمی توان در قران جا به جا كرد ، چه آنكه خواسته باشیم اجتهاد اصحاب را در ترتیب فعلی قرآن دخیل بدانیم.

برخی جزئیات نظریه

رشاد خلیفه کد ریاضی قرآن را از ساده تا بسیار مشکل دسته بندی می‌کند و می‌گوید:

حقایق ساده مشاهداتی است که بدون هیچ وسایلی می‌توان آنها را بررسی کرد. حقایق پیچیده به کمک ماشین حساب یا کامپیوتر قابل رویت است. بررسی حقایق زیر به هیچ وسیله‌ای احتیاح ندارد، اما خواهشمند است بخاطر داشته باشید که همه اینها به متن عربی اصلی اشاره دارد.[۱۷]

  1. اولین آیه (۱:۱)، معروف به "بسم الله، شامل۱۹ حرف است.
  2. قرآن دارای ۱۱۴ سوره‌است که می‌شود۱۹x۶.
  3. مجموع آیات در قرآن ۶۳۴۶ است که می‌شود۱۹x۲۳۴.

[۶۲۳۴ آیه شماره گذاری شده‌است و ۱۱۲ آیه (بسم الله) شماره گذاری نشده‌است که می‌شود ۶۲۳۴ =۱۱۲+۶۲۳۴] توجه کنید که ۶+۴+۳+۶ می‌شود۱۹

  1. بسم الله ۱۱۴ مرتبه تکرار شده‌است، با وجود غیبت مرموز آن در سوره ۹ (درسوره ۲۷ دو بار تکرار شده‌است) و ۱۱۴ = ۱۹x۶
  2. از غیبت بسم الله در سوره ۹ تا بسم الله اضافی در سوره ۲۷، دقیقا۱۹ سوره‌است.
  3. مجموع شماره سوره‌ها از ۹ تا ۲۷ (۲۷+۲۶+......+۱۲+۱۱+۱۰+۹) = ۳۴۲ یا ۱۹x۱۸
  4. این مجموع (۳۴۲) همچنین مساوی است با مجموع کلمات بین دو بسم الله سوره ۲۷، و ۳۴۲ =۱۹x۱۸
  5. اولین آیات معروفی که اول وحی شد (۵-۱:۹۶) شامل۱۹ کلمه‌است.
  6. این اولین وحی ۱۰ کلمه‌ای، دارای ۷۶ حرف است۱۹x۴
  7. سوره ۹۶ که از نظر ترتیب زمانی اولین سوره‌است، دارای۱۹ آیه‌است.
  8. سوره ۹۶ که از نظر ترتیب زمانی اولین سوره‌است، از انتهای قرآن، ۱۹مین سوره است.

بخش اصلی نظریه را حروف مقطعه (پاراف قرآنی) تشکیل می‌دهند که به برخی از آنها در حقایق ساده اشاره نموده‌است:

  • حرف مختلف عربی، ۱۴ «پاراف قرآنی» مختلف (مانند ا. ل. م، از ۲:۱) را تشکیل می‌دهند که در ابتدای ۲۹ سوره قرار دارند. مجموع این اعداد می‌شود ۱۴+۱۴+۲۹=۵۷ یا ۱۹x۳.
  • مجموع ۲۹ سوره‌ای که «پارافهای قرآن» در آنها آمده‌است می‌شود:

۸۲۲=۶۸+۵۰+..........+۷+۳+۲، و ۸۲۲+۱۴ (۱۴ مجموعه پارافها) می‌شود ۸۳۶، یا ۱۹x۴۴.

  • بین اولین سوره پاراف دار(۲) و آخرین سوره پاراف دار (۶۸)، ۳۸ سوره بدون پاراف وجود دارد۱۹x۳۸.
  • بین اولین و آخرین سوره‌های پاراف دار۱۹ مجموعه پاراف دار و بدون پاراف وجود دارد.

همچنین در شمارش تعداد «ن» در سوره «قلم» برای آنکه به عدد ۱۳۳ مضربی از ۱۹ برسد، استدلال نمود که «ن والقلم و مایسطرون» ،کتابت رایج در قرآن‌ها، باید به شکل «نون والقلم و مایسطرون» نوشته شود.[۲۱]

ادعای تحریف قرآن

رشاد در بسط نظریه خود، دو آیه پایانی سوره توبه (سوره بدون بسم‌الله) از قرآن را که با نظریه‌اش هماهنگ نبود، تحریف شده دانست. او مدعی بود که این دو آیه در ۹ جا تئوری کد ۱۹ وی را نقض می‌کند، و این آیه‌ها ۱۹ سال پس از مرگ محمد توسط کاتبان در مدح محمد افزوده شده و این امر طبق اسنادی مورد مخالفت شدید علی بن ابیطالب (یکی از کاتبان) واقع شده‌بود.[۲۲][۲۳] همچنین در یکی از این آیات، پیامبر اسلام به صراحت «رحیم» (یکی از اسماء خداوند) خوانده شده‌است.[۲۴] خلیفه این دو آیه را جعلی نامید و آنها را از ویراست‌های جدیدتر ترجمهٔ قرآن خود حذف کرد.

او ۷۱ رابطهٔ ریاضی برای اثبات این ادعا یافت. بعدها توسط دیگران روابط دیگری هم کشف شد.[۲۵][۲۶]

ادعای رسالت و جعلی بودن احادیث و سنت

رشاد خلیفه همچنین ادعای رسالت کرد و نام خود را از قرآن استخراج نمود. وی پس از بسط دادن نظریات خود اعلام نمود «اسم رسول میثاق خدا در قرآن از طریق ریاضی بعنوان رشاد خلیفه کد شده‌است و این واقعاً بهترین روش معرفی رسول خدا به دنیا، در عصر کامپیوتر است» و پس از آن استدلال نمود که «آشکار شدن معجزه قرآن بواسطه رشاد خلیفه، از نشانه‌های مهم رسالت او است»[۲۷] خلیفه همچنین سنت و حدیث ، که پس از قرآن منبع اصلی مسلمانان هستند، را منابع جعلی نسبت داده شده به محمد و در تضاد با قرآن، دانست و کشف واقعیت این متون و آموزه‌های جعلی را نیز از وظایف رسالت خویش دانست.[۲۸][۲۹]

این سبب شد که ادعاهای وی از سوی محافل مذهبی سنی و شیعه رد شده و نوشته‌های او ممنوع اعلام شود.[۳۰][پیوند مرده] ادعای محافل مذهبی هم از سوی تسلیم شدگان رد شد.

نقد نظریه رشاد

هرچند ادعای کشف رابطه ریاضی در قرآن، در ابتدا شادی مسلمانان و محافل علمی اسلامی را به همراه داشت، اما پس از آن و با مطرح شدن سایر ادعاهای بعدی رشاد خلیفه، محققین اسلامی شروع به نقد علمی نظریه رشاد و نظریات او نموده و یا ادعاهای وی را انکار کردند.

بنظر برخی از ایشان، تاکنون در احادیث از پیامبر اسلام یا امامان شیعه و سیره عملی آنها و یا در تفاسیر قبلی، قرآن را کتابی اسرارآمیز و معماگونه وصف ننموده‌اند بلکه آن را کتابی روشن و پرمحتوی خوانده‌اند. همچنین در آثار متقدمین، هیچیک از بزرگان و علمایی چون خواجه نصیر یا شیخ بهایی نیز مـطالبی هرچند به صورت ضمنی و تلویحی در مورد تعداد حروف و کلمات قرآن و روابط ریاضی بـیـن آنـهـا نیامده بود. به‌نظر ایشان، رویه قرآن نیز بر همین اساس است، چراکه قرآن بعد از ذکر داستان آنها، اظهار تاسف می‌کند که چرا مردم به جای آنکه به پیام این قصه توجـه کنند، خود را مشغول مطالب حاشیه‌ای نموده و بر سر تعداد اصحاب کهف باهم جدال می‌کنند. همینطور در مورد تعداد نگهبانان دوزخ، که استناد رشاد به همین آیه‌است، در قرآن آمده: «تعدادشان رانوزده نـفر قرار دادیم»، نه بدان جهت که اسرار و رموزی در این عدد درنظر گرفته‌ایم، بلکه خود قرآن در آیه بعد می‌گوید، فقط به این مـنـظـور کـه چـون و چـرای کافران رابرانگیزیم و نیز ایمان مؤمنان را تقویت کرده بـاشیم [۳۱] [۵]

نظریه مهدی بازرگان

مهندس مهدی بازرگان در کتاب خود سیر تحول قرآن مدعی کشف نوعی رابطه ریاضی بر اساس سیر نزول آیات بر پیامبر اسلام است.

به عنوان نمونه او معتقد است آیاتی که در ابتدا نازل شده است از کلمات و آیات کوچکتری تشکیل شده است و این سیر همین طور به صورت خطی افزایش می یابد و آیاتی که در سالهای آخر نازل شده است دارای کلمات بزرگتر و آیات بزرگتری است.

همچنین او معتقد است، که در هر سال از ۲۱ سال و چند ماه (آنچه که معمولا ۲۳ سال گفته می شود)، که قرآن نازل شده است، دقیقا با اختلاف چند آیه، تعداد آیات مساوی بر پیامبر اسلام نازل شده است.

منابع:

  • نقد نظریات اعجاز عددی قرآن
  • ویکی‌پدیای انگلیسی.
  • The numerology of Dr. Rashad Khalifa - scientist
  • سیر تحول در قرآن مهندس مهدی بازرگان


  • نوشته شده توسط :رامین
    سه شنبه 21 مهر 1388-10:25 ق.ظ

    منبع این مطلب:http://khorshidealeyasin.blogfa.com/post-90.aspx

     تهیه کننده: أحمد حسین خلیل حسن

    دانشکده تحقیقات اسلامی – دانشگاه الأزهر   

    برگردان: اسحاق رسولی درمیان- معلم- استان خراسان جنوبی 

    الله تعالى می فرماید:سَنُرِیْهِمْ آیَاْتِنَاْ فِیْ الآفَاْقِ وَفِیْ أَنفُسِهِمْ حَتَّىْ یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ اَلْحَقُّ [1]

    "به زودی نشانه هایمان، که در آفاق و درون خوشان است، را به آن ها نشان خواهیم داد تا برای آن ها روشن شود که (الله و نشانه های او) حقیقت است."

    مقدمــــــه:

    حمد از آن الله متعال است که با قلم حکمت خویش آدمی را آموخت، آن چه را که آدمی نمی دانست به او آموخت، و سلام و درود بر سرور آموزگاران و آخرین پیام آور رحمت، به بشر آموخت در حالی که خود او بی سواد بود، جاهلان را از تاریکی جهل بیرون و به نور علم هدایت نمود، این چنین شد که مایه رحمت و بخشودگی مؤمنان گردید.

    الله متعال او را برانگیخت و با کتاب شریفش فرستاد تا در بین مردم با حقیقت و عدالت قانون گذاری کند و حکم نماید، این چنین شد که قوانین و احکام او وحیی شد از طرف الله قادر و متعال، قوانین و سنت هایی پاک و محترم که در آن ها نه زیاده روی شده و نه کم روی. و در همان قرآن شریف به ما امر نموده که با یقین کامل به او ایمان آوریم و به رسالت او و تمام آن چیزهایی که از طرف الله حکیم و علیم برای ما آورده است، معترف شویم؛ الله تعالى در مورد سنت خالص و عاری از آلودگی حضرت می فرماید:

    وَمَاْ یَنطِقُ عَنِ الْهَوَىْ إِنْ هُوَ ِإلَّا وَحْیُُ یُوْحَىْ [2]

    "محمد صلى الله علیه وسلم از روی هوا و هوس سخن نمی گوید، و چیزی جز وحیی که بر او می شود نمی گوید."

     و خود حضرت می فرماید: ألا إنی أوتیت الكتاب ومثله معه[3]

    همان طور که قرآن، آیات و معانی و احكامش معجزه است، سنت نبوی نیز معجزاتی فراوان داردکه هر کس که آن سنت ها را ترک کند بسیار به گمراهی می افتد.

    پس اگر از پیروی کردن از او سر باز زنیم و از طریقت و روش او روی بگردانیم،  پس وای برما، چرا که با این کار بر خود بسیار ظلم کرده و هلاک کرده ایم.

    با این نطق منظور قرآن کریم به روشنی تمام و کمال بیان می گردد. الله تعالى می فرماید:

    فَآمِنُوْا بِالَّلهِ وَرَسُوْلِهِ وَالْنُّوْرِ الذی أَنزَلْنَاْ وَالَّلهُ بِمَاْ تَعْمَلُوْنَ بَصِیْرُُ [4]

    "پس به الله و فرستاده اش و نوری (قرآن و احکام دین) که نازل کردیم ایمان آورید، و الله متعال بر آن چه که انجام می دهید بیناست."

     و رسولش صلى الله علیه وسلم فرمود: تركت فیكم ما إن تمسكتم به لن تضلوا بعدى أبدا كتاب الله وسنتی [5]

    در این تحقیق به این مسئله خواهم پرداخت که چگونه سنت نبوی – به اعتباراین که قانون الهی است– پایدار و باقی می ماند، تا زمانی که الله زمین را به اهل ایمان به ارث برساند؟ و این که هر آن چه که با سنت نبوی مخالفت کند قطعاً به خطا و نابودی می رود.

    علم جدید، جز در زمانی نه چندان دور به اطلاعاتی که سنت در اختیار ما گذاشته است، نرسیده بود، و نیز اطلاعاتی در سنت وجود دارد که علم روز هنوز به آن ها دست نیافته است. پس نبی اکرم صلى الله علیه وسلم این اعمال را چشم بسته و تصادفی انجام نداده است و تمام زندگی وی قانونی برای امت است، بعد از این که میراثی غنی و ارزشمند برای ما باقی گذاشت، که به داشتن و حفظ آن افتخار می کنیم و تاریخ بزرگی که به بزرگی و عزت امتش شهادت می دهد، قرآن كریم قانون أمت  و ریسمان محکم الهی است که اخبار و شگفتی های آن به پایان نمی رسد. اما ما در این تحقیق به حدیثی از سنت رسول الله صل الله علیه و سلم خواهیم پرداخت.

    مسواك بین سنت و طب:

    در اینجا به یکی از جوانب اعجاز علمی در سنت خواهم پرداخت، و این جنبه سنت مسواک زدن است.

    رسول الله- صلى الله علیه وسلم می فرماید- السواك مطهرة للفم مرضاة للرب [6]

    (مسواک زدن، دهان را پاک و پروردگار را راضی می نماید.)

    اگر به اصل کلمه ( ط . هـ . ر ) نگاهی بکنیم، می فهمیم که به معنی "پاک کردن" است و دانشمندان علم لغت این کلمه را به معنای پاکی و نظافت از تمام آلودگی های جسمی و معنوی می دانند[7]. درقرآن کریم نیز با همین دو معنا به کار رفته است.

     الله تعالى در اشاره به وجوب پاک شدن از آلودگی های جسمی  می فرماید:

    وَثِیَاْبَكَ فَطَهِّر  [8](و لباست را پاک بگردان)

    و این گونه مؤمنان را تمجید و احترام می کند:

    فِیْهِ رِجَاْلٌ یُحِبُّوْنَ أَن یَتَطَهَّرُوْا وَالَّلهُ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِیْن [9]

    "در آن مردانی هستند که دوست دارند که پاک گردند و الله پاکان را دوست می دارد."

    تطهیر یک چیز، در لغت عربی  به معنای برطرف کردن ناپاکی و آلودگی، چه بزرگ باشد و چه کوچک، است. اگر در زبان عربی جستجو کنیم اصطلاحی، با مفهوم برطرف کردن ریزترین چیزها،  بلیغ تر از این اصطلاح نخواهیم یافت.[10]

    نووی می گوید: سواك از لحاظ لغوی به انجام دادن کاری اطلاق می شود  و آن کار مسواک زدن است و آلتی را که با آن مسواک زده می شود "مسواك " گویند.[11]

    بیش از یکصد حدیث در خصوص مسواک در کتب حدیث آمده است که متأسفانه ما از آن ها اطلاع نداریم.

    صنعانی، صاحب کتاب سبل السلام، می گوید "در مورد سنت تعجب می کنم که در باره آن احادیث بسیاری آمده است در حالی که بسیاری از مردم و فقهاء آن احادیث را رها و فراموش کرده اند، و این کار زیان و خسران عظیمی است."[12]

    برای مطالعه ی این مقاله ی بسیار زیبا به ادامه ی مطلب بروید.


    ادامه مطلب

    نوشته شده توسط :رامین
    سه شنبه 21 مهر 1388-09:50 ق.ظ

     

     

    چكیده:

    قرآن كریم معجزه جاویدان حضرت محمد r است. دانشمندان از دیرباز وجود گوناگونی را برای اعجاز قرآن بیان كرده‌اند. همزمان با كشفیات علمی در دو قرن اخیر،‌اعجاز علمی قرآن نیز مطرح شد. عده‌ای از مفسران و صاحب‌نظران كوشیده‌اند تا با انطباق پاره‌ای از آیات قرآن بر كشفیات جدید علوم تجربی، این ادعا را به اثبات برسانند. یكی از مواردی كه این انطباق از دلیل‌ها و قرینه‌های استوار برخوردار است. آیات مربوط به خورشید و حركات آن است.

    نوشتاری كه پیش‌رو دارید كه به بررسی همه جانبه این موضوع پرداخته است.

    كلید واژه‌ها : اعجاز علمی، اعجاز قرآن، علم و دین، تفسیر علمی، حركات خورشید، كیهان‌شناسی در قرآن.

    1ـ مقدمه

    اعجاز علمی قرآن به مطالب و اسرار علمی گفته می‌شود كه در قرآن بیان شده و در عصر نزول قرآن برای بشر ناشناخته بوده و پس از پیشرفت علوم در سده‌های اخیر كشف شده است. هر چند تفسیر علمی قرآن كریم سابقه‌ای هزار ساله دارد، ولی ادعای اعجاز علمی قرآن در دو قرن اخیر مطرح شده است. در این دوره برخی از كشفیات علوم تجربی توسط دانشمندان بر آیات قران منطبق شده و صحت و اتقان این كتاب الهی بیش از پیش به اثبات رسیده است.

    با تحقیق به عمل آمده توسط نگارنده معلوم شد كه مفسران و صاحب‌نظران در مورد اعجاز عملی قرآن بیش از 300 آیه را مورد استناد قرار داده و آنها را با علوم تجربی منطبق ساخته‌اند. با نقد و بررسی مطالب ارائه شده در تفسیرها و كتاب‌های مربوطه به این نتیجه رسیدیم كه تنها شش مورد را می‌توان از دلیل‌های اعجاز علمی قرآن برشمرد. این شش مورد عبارت‌اند از: حركت خورشید، نیروی جاذبه ، لقاح ابرها، زوجیت اشیا، ترتیب مراحل خلقت انسان و ممنوع بودن شرابخواری.1

    در این مقاله، به اعجاز علمی قرآن در بیان حركات خورشید می‌پردازیم.

    بدلیل حجم زیاد مقاله نتوانستیم آن را در اینجا قرار بدهیم برای مطالعه ی ادامه ی مقاله به این لینک بروید:

    http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=355197



    نوشته شده توسط :رامین
    سه شنبه 14 مهر 1388-09:51 ب.ظ

    داكتر نظمى خلیل أبو العطاء

    "و در روى زمین قطعه زمینهائى در كنار هم قرار دارد،در حالی کهدر آنها باغهای انگور، کشت و درخت های خرما ا نوع  صنو و غـیر صن وجود دارد، که همه با یک آب آبیاری میشوند ولی از نظر غذائی آنها را بر یکدیگر برتری میدهیم! دراین موارد برای کسانیکه فکر میکنند نشانه هائی وجود دارد ". ـ جدارهاى کوچک کنار هم ناهمگون هستند:در زمان محمد انسان می دانست که خاکهای زمین با هم فرق میکنند، ولی اینکه خاک دو مزرعه کوچک چسـبیده به هم نیز دقـیـقـاً یکی نیستند، از عـلـم امـروزی بشر است که با امکانات پیچیده علمی امروزی آنرا بدست آورده استــصفات و خصوصیات میان درختان به صِنو و غیر صِـنـو بودن آنها بستگی دارد. صفات و خصوصیات میان درختان به صنو و غیر صنو بودن آنها بستگی دارد:درختی که از درخت دیگر روئیده باشد صِـنـْـو نامیده می شود و درختی که از بذر روئیده باشد غیر صنو نامیده می شود. آیه صفات و خصوصیات درختان را به صنو و غیر صنو بودن آنها مربوط می داند. واقعیت هـم همین است. درخت صِنو (یعنی درختیکه از درخت دیگری روئیده باشد) تمامی صفات و خصوصیاتوراثتی درخت مادر خود را دربـردارد. یعنی از نظر رنگ، طـعـم، مـزه و غــیـره دقـیـقـاً مانـنـد درخـت مـادر است. ولی درخـتی که از بذر روئیده باشد، صفات و خصوصیات آن ترکیبی است از صفات و خصوصیات درخت مادر بعلاوه صـفـات و خصوصیات درخت پدر (که به درخت مادر تـلـقـیح شده است ـ در

     دروقت ریختن باران بعضى از بكتریا قوت زیاد در خود می آبد

    موارد مزبور نشانه هائی وجود دارد:{وفی الأرض قطعٌ متجاورات وجنّاتٌ من أعنابٍ وزرعٌ ونخیلٌ صنوانٌ وغیر صنوان یسقى بماء واحد ونفصّل بعضها على بعض فی الأكل إنّ فی ذلك لآیات لقوم یعقلون} [ سوره رعد] آیه 4 (منظور از وجود "نشانه ها"، وجود هدایت خداوندی است). آیه این موضوع را مطرح می کند که در صورت نبودن هدایت پشت پدیده ها اگر بنا می بود چیزی بروید، در یک خاک و از یک آب منطقاً می بایست فقط یک نوع گیاه می رویید، نه اینکه مثلاً درخت خرما در انواع خاکها بروید.چنانکه می دانیم در موجودات زنده از جمله گیاهان عنصری وجود دارد که گیاه را هدایت می کند. این عنصر که ژن نامیده می شود اطلاعاتی از ویژگیهای پدیده خود را با خود دارد که بنابر آن اطلاعات، پدیده خود را هدایت می کند.خداوند در سوره انعام مى فرماید: " و این اوست که از ابر باران میفرستد، با آن جوانه های انواع رستنیها را در میآوریم، و از جوانه ماده سبز را درمی آوریم، که با آن ماده سبز دانه های خوشه ای درست میکنیم، و از تاره های نـخل پَـنگهای خـوردنی درست می کنیم، و باغهای انگور و زیتون و انار که ترکیبات مشترک زیادی دارند ولی همانند نمائی نمی کنند را درست می کنیم" مفهوم آیه: همه گیاهان ماده سبز درست می کنند که آن بنوبه خود دانه و ثمر درست می کـند:در سلول گیاهی کیسه های غشائی هست که در آن موادی درست می شود که کلروفـیل نامـیـده می شود. کلروفـیل به معنی «ماده سبز گیاهی و سبزینه» است که معادل آن در عربی «خـَضِـر» است (یعنی همان چیزیکه در آیه مطرح شده است). این ماده سبز (خضر) انرژی نوری خورشید را جذب می کند  و به انرژی شیمائی تـبـدیـل می کند. ریشه های گیاه آب و مواد معدنی را از خـاک می مکـنـد کـه بـطـرف بـرگـها رسـانـده می شـوند و بـرگـهـا نیز از هوا دی اکسید می گیرند، بعد خَـضِر (یعـنی کـلـروفـیلها)،  مواد غـذائی مورد نیاز درخت را تولید می کنند که به سراسر آن صادر می شـود و بدنه درخت و مــیــوه و ثــمــر آن را درست می کـند.کیسه غشائی (کلروپلاست) که درسلول قرار دارد بطور متوسط یک پانصدم میلیمتر است. سلول برخی از گیاهان صدها عدد از آن دارند. درون آن انبوهی غـشـاء وجود دارد. که در آنها خَـضِـر (ماده سبز، کـلـروفـیـل) وجود دارد.

    ــ نخل، انگور، زیتون و انار ترکیبات مشترک زیادی دارند ولی همانند نمائی نمی کنند: ثمر نخل و انگور و انار و زیتون ضمن اینکه هـمانـنـد نـمـائی نمی کـنـنـد تـرکـیـبـات مـشـتـرک زیادی دارند. از جـمـلـه:هـمـه آنها روغن، آب، پروتئین، مـواد معدنی و مواد قـندی دارند.  {وأنبتنا فیها من كل شیءٍ مّوزون} [سوره حجر ]آیه 19" و در زمین هر نوع گیاهی را در تعادل و توازنی آفریدیم"همه درختان و گیاهان از مواد اساسی مشترکی سـاخـتـه شده اند از جمله: کربن ـ اکسیژن ـ نیتروژن و فسفـر. تنها اختلاف میان انواع گـیـاهـان و انـواع درخـتان با همدیگر در اندازه هر یک از عناصر مزبور در آنهاست. یعنی هـر کدام از آنها 

      

     در تعادل و توازنی از عناصر مزبور  هستند.

    رطبیا خرما:خرما از نظر پزشكی بسیار با ارزش است( دائرة المعارف پزشكی اسلام) آرام بخش و ملیّن و محرك قلب است و از فراموشی جلوگیری می كند. برای ناراحتیهای تنفسی به طور كلی و به ویژه برای تنگی نفس( آسم) مفید است. خرما لینت آور، مدِرّ و مقوی قویه باه است. و با توجه به تمام خواص و تركیباتش می توان آن را غذایی كامل و نیروبخش دانست. ضماد آرد هسته خرما برای شفای بیماریهای چشمی مخصوصاً ورم قرنیه و چشم درد مفید است.الله تبارك وتعالى مى فرماید: و تنه نخل را تکان بده، رطب تازه را بر تو خواهد ریخت. بخور و بیاشام و به آرامش و شادابی برس...". سوره مریم :25- 26 .آیه خطاب بهمریم مادر عیسی مسیح است که هنگام ولادت حضرت عیسی از مردم فاصله میگیرد و بجای دوری از شهر می رود تا وضع حمل

     کند و اندوهگین بوده است. خداوندخطاب به وی می گوید رطب تازه بخورد و توان و آرامش پیدا کند و شادمان بشود. رطب ثمر درخت خرما پیش از خرما شدن است. و آنچه در تصویر می بینیم مرحله نیمه رطب بودن آنست، و تقریباً 400 نوع درخت خرما وجود دارد که ثمرهای آنها اندازه ها و رنگها و مزه های گوناگون دارد. در این آیات چند اعجاز علمی وجود دارد:ــ آرامش و شادمانی در رطب. رُطـَب یکی از مراحل ثمر نخل است (قبل از خرما شدن آن). این غذا از میزان  بالائی از  مواد کربوهیدرات برخوردار است و مواد قندی آن به 75 درصد می رسد. بدن با استفاده از آن انرژی و گرمای بالائی را تولید می کند. رطب میزان بالائی از پروتئینها، ویتامینها و املاح معدنی گوناگونی مانند کلسیوم و سدیم دارد که بدن به آنها احتیاج دارد. و بدن را گرم و شاداب می کند. و چنانکه میدانیم وضعیت روحی زن هنگام زایش تأثیر زیادی روی راحتی یا سختی زائیدن دارد. بمیزانی که راحت باشد و مشکلاتی نداشته باشد، عمل زایش را راحتر انجام میدهد. و هر چه گرفتاری و ناراحتی های روحی و گرفتاری داشته باشد عمل زائیدن برای وی سختر میشود.ــ خوردن رطب در آسـتانـه زایـش: درِ رحـم پـیـش از زایـمـان دو و نـیم س

    انتیمتر مکعب است ولی هنگام زائیدن به بیش از 750 سانتیمتر مکعب میرسد. رطب موادی دارد که باعث انبساط رحم میشود و زایش را آسانتر و راحت تر میکند.رطب احشاء درون روده ها را نرم و تمیز میکند، و این امر باعث راحت تر و آسانتر شدن زایمان میشود. ــ نوشیدن پس از خوردن: رطب و هر شیرینی دیگری برای اینکه بتواند خوب و سریع حل و جذب بشود، انسان باید پشت سر آن آب بخورد.ـــ رطب از جمله مواد غدائی است که خیلی سریع هضم و حل و جذب میشود. رطب از دهان تا تبدیل شدن به انرژی فقط بیست دقیقه طول میکشد.پـرورش و رشـد دانـه: در قرأن کریم ذكر شده است: { وترى الأرض هامدة فأنزلنا علیها الماء اهتزت وربت وأنبتت من كل زوج بهیج } [سوره حج] آیه 5 " و زمین را بی گـیـاه می بـیـنـی ولی هـمـیـنـکـه آب بر آن نازل می کنیم به جـنـب و جـوش درمی آیـد و می پـرورانـد و انـواع گـیـاهـاننـشـاط انـگـیـز را می رویـانـد

      

    "!اعجاز علمى : با نازل شدن آب بر زمین، زمین به جنبش در می آید، پروریده می شود و میرویاند: در خاک دانه های بسیار ریزی وجود دارد که ما آنها را نمی بینیم. قطر آنها از جمله حول و حوش 3 هزارم میلیمتر است. هر کدام از آنها از معادن مختلف تشکیل شده اند و شکل هر یک از آنها به شکل صفحه صفحه (لایه لایه) روی هم است. از آنجا که دانه ها از معادن مختلف تشکیل شده اند همینکه باران بر آنها ببارد صفحه ها بار الکتریسیته مختلف بخود می گیرند و این باعت ایجاد جنبش آن صفحه ها میشود. و جنبش آنها باعث نفوذ آب میان آنها میشود. بعد دانه ها با مواد غذائی درون خود که از مادر به ارث برده اند پروریده می شوند و بعد می رویند. دقیقاً همان مراحل و وضعیتی که قرآن گفته است.

    المصدر: داكتر نظمى خلیل أبو العطاء

    منبع:

    http://www.55a.net/firas/farisi/?page=show_det&id=50&select_page=20



    نوشته شده توسط :رامین
    سه شنبه 14 مهر 1388-09:38 ب.ظ

    دنبالک ها: اعجاز در گیاهان 

       

    در آیه 88 سوره نمل می خوانیم: و تری الجبال تحسبها جامدة و هی تمر مر السحاب صنع الله الذی اتقن کل شیء انه خیبر بما تفعلون:« کوهها را می بینی و آنها را جامد و ساکن می پنداری در حالی که مانند ابر در حرکتند، این آفرینش خداوندی است که همه چیز را متقن آفرید، او از کارهایی که شما انجام می دهید آگاه است».
    در این آیه، چند نکته دیده می شود، نخست اینکه کوهها که در نظر شما ساکن است با سرعتی همچون سرعت ابرها در حرکت می باشد. (توجه داشته باشید سرعتهای زیاد را به سرعت ابر تشبیه می کنند، به علاوه حرکت سریع ابرها خالی از تزلزل و سر و صدا است).
    دیگر اینکه این صنع خداوندی است که همه چیز را روی حساب آفریده است.
    سوم اینکه او از اعمال شما آگاه است.

    با دقت در این جمله های سه گانه روشن می شود که آیه، آن گونه که بعضی از مفسران پنداشته اند مربوط به قیامت نیست بلکه مربوط به همین دنیاست، می گوید: « آنها را چنین می بینی و چنین خیال می کنی در حالی که چنین نیستند» و اما حرکت کوهها در قیامت یا در آستانه قیامت چیزی نیست که مخفی و ناپیدا باشد، چنان آشکار و وحشتناک است که کسی را تاب و تحمل مشاهده آن نیست.
    به علاوه اتقان آفرینش و حاکمیت نظم و حساب در آن، اشاره به وضع کنونی آنها است نه زمانی که در آستانه قیامت، نظام جهان درهم می ریزد تا بر ویرانه آن نظام نوینی برپا شود.

    از این گذشته آگاهی خداوند نسبت به اعمالی که ما انجام می دهیم مربوط به اعمال ما دراین دنیاست، و گرنه قیامت روز حساب است نه روز عمل، با این قرائن سه گانه به خوبی معلوم می شود که این آیه به هیچ وجه قابل تطبیق بر حرکت کوهها در پایان جهان و آستانه قیامت نیست، منتها جمعی از مفسران چون نتوانستنه اند به عمق مفهوم آیه راه یابند چاره ای جز قبول خلاف ظاهر در آیه و تفسیر آن به مساله قیامت ندیدند.

    این مساله نیز روشن است که کوهها حرکتی جدای از زمین ندارند همه یک واحد به هم پیوسته اند، اگر کوهها حرکت می کنند مفهومش این است که کره زمین در حرکت است.
    منتها این سوال پیش می آید که چرا انگشت روی کوهها گذاشته شده است و نگفته است زمین را می بینی و گمان می کنی که ساکن است در حالی که به سرعت حرکت می کند؟
    پاسخ این سوال روشن است. کوهها عظیم ترین موجودات روی زمین می باشند و مظهر صلابت و استحکام و پابرجایی است (در ضرب المثل معروف می گوییم فلانکس مانند کوه استوار و پابرجاست) و لذا حرکت کوهها با آن عظمتت و صلابت و پابرجایی می تواند نشانه ای از قدرت بی پایان حق باشد، ولی مسلم است که حرکت کوهها چیزی جز حرکت زمین نخواهد بود.

    به هر حال شک نیست که آیه سخن از حرکت کوهها ( و به تعبیر دیگر حرکت زمین ) در همین دنیا می گوید، زیرا حرکت کوهها در آستانه قیامت، چنان زلزله ای در کره زمین ایجاد می کند که زنان باردار وضع حمل کرده و زنان شیرده، نوزاد خود را فراموش می کنند و هوش از سرها می پرد، و این هرگز با جمله تحسبها جامدة «آنها را ساکن می پنداری»، سازگار نیست.
    به علاوه در آن لحظه جایی برای اعمال خیر و شر باقی نمی ماند، تا گفته شود خداوند نسبت به اعمالی که انجام می دهید آگاه است.
    و بودن آیات مربوط به قیامت در ماقبل یا مابعد آیه فوق دلیل قطعی بر ارتباط مفهوم این آیه به قیامت نیست، زیرا در قرآن نظیر این مطلب کم نیست که یک آیه درباره مطلبی سخن می گوید و قبل و بعد آن درباره مطلبی دیگر.
    و به تعبیر دیگر ملاحظه محتوای خود آیه و قرائن موجود در آن از ملاحظات دیگر، مهمتر و برتر است.

    این نکته نیز قابل توجه است که تشبیه به حرکت ابرها، علاوه بر اینکه بطور اشاره سرعت فوق العاده آن را نشان می دهد پاسخی است به این سوال که اگر زمین حرکت دارد، چرا ما احساس نمی کنیم. جوابش این است آنچنان آرام و نرم و بی سرو صدا حرکت می کند که قابل تشخیص نیست همان گونه که اگر فی المثل کسی سوار بر ابر بود، حرکت آن را تشخیص نمی داد.
    این نکته نیز قابل توجه است که قرآن در آیه 25 و 26 سوره مرسلات می گوید: الم نجعل الارض کفاتا – احیاء و امواتا: « آیا ما زمین را مرکز اجتماع انسانها قرار ندادیم؟ - هم در حال حیاتشان و هم مرگشان».

    در منابع لغت از جمله در «مفردات» راغب و کتاب «العین» می بینیم که برای «کفات» از ماده «کفت» (بروزن رفت) دو معنی ذکر شده، جمع کردن و پرواز سریع، اگر معنی اول منظور باشد، مفهوم آیه آن است که زمین را وسیله اجتماع انسانها در حال حیات و زیر زمین را مرکز اجتماعشان بعد از مرگ قرار دادیم، و اگر معنی دوم منظور باشد، مفهومش این است که زمین دارای پرواز سریع است، و این با حرکت انتقالی زمین به دور خورشید که با سرعت زیادی – در هر ثانیه 20 و در دقیقه 1200 کیلومتر – در مسیر خود به گرد خورشید پیش می رود، و مردگان و زندگان را با خود به اطراف آفتاب می گرداند مناسب است.

    اطلاق واژه «کفت» بر پرواز سریع، ظاهرا از این نظر است که پرندگان هنگامی که می خواهند با سرعت زیاد در آسمان پرواز کنند بطور متناوب بالهای خود را کاملا جمع می کنند و به اصطلاح در فضا شیرجه می روند.
    ولی از آنجا که واژه کفت وکفات، تاب دو معنی دارد ما این آیه را به عنوان یک دلیل قطعی بر مساله گردش زمین ذکر نمی شود. (1)

    پیشینه‌ی‌ حركت زمین
    گروه اندكی از پیشنیان، قائل به حركت زمین بر گرد محور خود بوده‌اند. در این‌رابطه، برخی از فیلسوفان پیرو فیثاغورث، مانند "ارسطرخس" منجّم را ـ كه در سال 270 قبل از مسیح زنده بوده است ـ می‌توان نام برد. از میان دانشمندان مسلمان، "ابوسعید احمد بن محمّد بن عبدالجلیل سجزی"، ریاضی‌دان شهیر نیمه‌ی‌ دوم از قرن چهارم هجری، معتقد بود كه كره‌ی‌ آسمانْ ساكن است و زمین بر گرد محور خود دوران می‌كند.

    "ابوریحان بیرونی" (ضمن وصف اُسطرلاب معروف به زورقی) گفته است كه طرّاح این اسطرلاب، ابوسعید سِجزی است و اساس كار آن بر این است كه زمینْ متحرك باشد و فلك با همه‌ی‌ آنچه در آن است، جز سبعه‌ی‌ سیّاره، همه ثابت باشد. در میان اروپاییان، نخستین كسی كه با براهین آشكار ثابت كرد كه تصور حركت زمین، متناقض با قوانین فیزیك نیست، فیلسوف شهیر ایتالیایی، "گالیله" (1642 م) است.

    در این‌جا یادآوری چند نكته ضروری است:
    1. برهان عقلی از ادلّه شرع است، نه در قبال آن.
    2. وحی، متمّم و مكمّل عقل است و در بخش قابل توجهی نیز مبتكر و نوآور است.
    3. آنچه میسور بشر است كه با احساس و تجربه یا ابزار ریاضی یا برتر از آن با وسایل حكمت و كلام آن را بفهمد، وحی الهی نسبت به آن‌ها صِبغه‌ی‌ تكمیل و تتمیم و تصحیح دارد، و آنچه مقدور بشر نیست كه از راه‌های یاد شده به آن دسترسی پیدا كند ـ مانند بخش وسیعی از اسمای حسنای الهی و مظاهر آن و كیفیت وحی و نبوت و جریان قیامت و ساهره و صحنه و ساحت‌های محیّرالعقول آن و نیز احكام و حِكَم اشیا و افعال و اوصاف و سرانجام عقاید... ـ وحی الهی نسبت به آن‌ها مؤسّس خوبی است و آن‌ها را به صورت‌های گونه‌گون تشریح می‌كند.
    4. مسأله‌ی‌ حركت زمین و نظایر آن، در ردیف قسم اول است. لذا، وحی الهی نسبت به آن صراحت و تكرار و پی‌گیری و اصرار و مانند آن را لازم ندانست. (2)
    منبع:

    http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=8240

     


    نوشته شده توسط :رامین
    سه شنبه 14 مهر 1388-09:28 ب.ظ

    دنبالک ها: قرآن و حرکت زمین 

     قرآن بارها سخن از مشرق‌ها و مغرب‌های زمین به میان آورده است؛ مانند: "...مشارق الأرض و مغاربها..." سوره‌ی‌ اعراف، آیه‌ی‌ 137 و " ربّ السّموات و الأرض وما بینهما و ربّ المشارق" سوره‌ی‌ صافات، آیه‌ی‌ 5 و " فلا أُقسم بربّ المشارق و المغارب..." سوره‌ی‌ معارج، آیه‌ی‌ 40.
    چنانچه زمین مسطح بود و نه كروی، مشرق‌ها و مغرب‌ها با دغدغه رو به رو بود و بر فرض كرویت است كه هر آن، مشرق‌ها و مغرب‌ها تصور دارد. به دیگر سخن، مشرق‌ها و مغرب‌هایی كه از ناحیه‌ی‌ طول جغرافیایی و از سوی عرض‌های جغرافیایی تصور دارد، مشمول "مشارق و مغارب" قرآن است، و مردم عصر نزول قرآن، تا اندازه‌ای چنین چیزی را می‌دانستند (گرچه سرزمین حجاز از این امر بی ‌خبر بود).

    زراره گوید از امام صادق (علیه‌السلام) شنیدم كه فرمود: مردی با من همراه شد كه نماز مغرب را شب هنگام (بعد از وقت مغرب) و نماز صبح را در فجر كاذب (قبل از طلوع فجر صادق) به جا می‌آورد و من (امام صادق) نماز مغرب را هنگام غروب آفتاب و نماز صبح را وقتی كه فجر صادق پدید می‌آمد به جا می‌آوردم.
    آن مرد به من گفت: چرا شما نیز مانند من عمل نمی‌كنی؟ زیرا خورشید برای گروهی، پیش از آن‌كه برای ما طلوع كند طلوع می‌كند و نیز وقتی از افق ما غروب می‌كند، برای گروه دیگری (كه در مغرب ما قرار گرفته‌اند) هنوز در حال طلوع است و غروب نكرده است.
    من (امام صادق) به او گفتم: (ما باید افق خودمان را در نظر بگیریم) بر ماست كه نمازمان را هنگام غروب خورشید به جا آوریم و هنگامی كه فجر (صادق) طلوع كرد نیز فریضه‌ی‌ صبح را بخوانیم و بر آنان (كه در مغرب ما زندگی می‌كنند) است كه وقتی خورشید از افقشان غروب كرد، نماز خویش نیز به جا آورند.
    از بیان امام صادق (علیه‌السلام) و آن مرد، چنین فهمیده می‌شود كه تا اندازه‌ای اختلاف افق مشخص بوده است؛ زیرا چنین گفتمانی جز با كرویت زمین فرض ندارد.

    پیشینه‌ی‌ فرضیّه كرویت زمین
    پیشینیان قبل از "فیثاغورث"، زمین را مستوی و مسطح می‌پنداشتند، ولی او و دانشمندان دیگر بر كرویت زمین به چند دلیل تمسك كرده‌اند:
    1. فیثاغورث، فیلسوف شهیر یونانی در اواسط قرن ششم پیش از میلاد بر كرویت زمین استدلال كرد و گفت: هیچ شكل هندسی‌ای كامل‌تر از كره وجود ندارد؛ چون همه‌ی‌ اجزای آن نسبت به مركز، كمال انتظام را دارد، و نیز اجرام آسمانی و از جمله زمین كه در نهایت كمال می‌باشد، جز بر این شكل كامل قابل تصور نیست.

    2. ارسطو (384 ـ 322 قبل از میلاد) برای اثبات كرویت زمین گفت: در "مه ‌گرفت"های جزیی (خسوف جزیی) كه سایه‌ی‌ زمین بر جرم ماه می‌افتد، جز به شكل مستدیر (منحنی) دیده نمی‌شود.

    3. ارسطو همچنین استدلال كرد كه پاره‌ای از ماده، چون به حال خود وا گذاشته شود، شكل كره به خود می‌گیرد و چون زمین ساكن و شناور در فضاست، شكل آن كروی است.

    4. خورشید و ماه و سایر ستارگان، در همه جای زمین، همزمان طلوع و غروب ندارد؛ بلكه طلوع آن‌ها در بلاد شرقی، زودتر از بلاد غربی اتفاق می‌افتد. همچنین، غروب در بلاد شرقی، زودتر از شهرهای غربی اتفاق می‌افتد و این، دلیل است كه سطح زمین، در میان مشرق و مغرب انحنا و كرویت دارد.

    گفتنی است كه این، همان دلیلی است كه بر محور آن، امام صادق (علیه‌السلام) با آن مرد گفتمان داشتند. آنچه اندیشوران بشری دارند، موروث از پیامبران پیشین است؛ چنان‌كه رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: " العلم میراثى و میراث الأنبیاء من قبلى" ؛ یعنی علم از پیامبران گذشته به ارث رسیده است و از من نیز به دانشمندان به ارث می‌رسد. لذا، عالمان راستین، وارثان پیامبران هستند.

    5. درباره‌ی‌ كرویت زمین از شمال به جنوب می‌توان گفت: اگر كسی از جنوب به شمال سفر كند، ستارگانی را در ناحیه‌ی‌ شمال می‌بیند كه پیش‌تر بر او پوشیده بود و برخی از ستارگان شمالی كه پیش از آن برای وی طلوع و غروب داشت، " ابدی الظهور" می‌شود و پاره‌ای ستارگان كه در جنوب برای وی طلوع و غروب داشت، از نظرش پنهان، و " ابدی الخفاء " می‌شود.

    6. برای كروی بودن سطح دریاها ـ كه سه‌چهارم كره‌ی‌ زمین را پوشانده است ـ چنین استدلال می‌شود: كشتی‌هایی كه از دور به شخص ناظر نزدیك می‌شوند، نخست سر دكل آن‌ها دیده می‌شود و هرچه نزدیك‌تر شود قسمت‌های پایین‌تر به نظر می‌رسد. 7. در قرن شانزدهم میلادی، "ماژّلانو" (Magellano) دریانورد پرتغالی، در سال 1519 در بندر "سان لوكر" واقع بر ساحل جنوب‌غربی اسپانیا به طرف مغرب در اقیانوس اطلس بادبان كشید و چون به مقابل قاره‌ی‌ آمریكا رسید، نزدیك سواحل شرقی آن، رو به جنوب پیش رفت و تنگه‌ای را ـ كه اكنون به نام خود او معروف است ـ اكتشاف كرد و از آن‌جا وارد اقیانوس كبیر شد و در این اقیانوس تا جزایر فیلیپین پیش رفت و در این‌جا در جنگی كه میان او و ساكنان این جزایر پیش آمد، كشته شد. از این پس، یكی از همكارانش دنباله‌ی‌ كار و نقشه‌ی‌ او را گرفت و پس از گذشتن از اقیانوس هند از جنوب‌غربی آفریقا دوباره وارد اقیانوس اطلس شد و در سپتامبر 1522، پس از سه سال، به بندر "سان لوكر" رسید.

    این‌ها برخی از دلیل‌های كرویت زمین بود؛ البته با سیر هوایی و حركت سریع قاره‌پیما و وسایل پیشرفته‌ی‌ امروز كه همه‌ی‌ كره زمین به منزله‌ی‌ دهكده‌ای كوچك به‌شمار می‌آید، فتوا به كرویت كره‌ی‌ خاكْ سهل، و آگاهی از آنْ مقدور بسیاری از مسافران زمین‌پیماست

    منبع:http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=8243



    نوشته شده توسط :رامین
    سه شنبه 14 مهر 1388-09:24 ب.ظ

    دنبالک ها: قرآن و کروی بودن زمین 

    قرآن مجید در آیه 38 و 40 سوره یس می فرماید: وَ الشَّمْسُ تجَْرِى لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَالِكَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیم - لَا الشَّمْسُ یَنبَغِى لهََا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا الَّیْلُ سَابِقُ النهََّارِ وَ كلُ‏ٌّ فىِ فَلَكٍ یَسْبَحُون‏: و خورشید (نیز برای آنها از نشانه های خدا است) که پیوسته به سوی قرارگاهش در حرکت است، این تقدیر خداوند قادر و دانا است – نه برای خورشید سزاواراست که به ماه برسد و نه شب بر روز پیشی می گیرد، و هر کدام از آنها در مسیر خود شناورند».

    آنچه در عصر نزول قرآن و قرنها قبل و بعد از آن بر محافل علمی در مورد آسمان و زمین حاکم بود، نظریه هیات «بطلمیوس» بود که زمین را مرکز جهان می شمرد و ستارگان و خورشید را در دل فلکهایی بلورین میخکوب دانسته، و فلکها را در اطراف زمین در گردش می پنداشتند.
    قرآن در آیات فوق، مطلبی کاملا برخلاف آن می گوید: اولا می گوید: خورشید به سوی قرارگاهی در حرکت است (یا خورشید به سوی قرارگاهی در حرکت است یا خورشید در قرارگاه خود در حرکت می باشد) نه اینکه خورشید به دور زمین، آن هم نه خودش، بلکه به دنبال فلک بلورینش در حرکت است.
    ثانیا خورشید و ماه، هر کدام در مسیر خود شناورند.

    بعد از فرو ریختن پایه های فرضیه « بطلمیوس » در پرتو کشفیات قرون اخیر، و آزاد شدن اجرام آسمانی، از قید و بند افلاک برونی، این نظریه قوت گرفت که خورشید در مرکز منظومه شمسی ثابت و بی حرکت است و تمام منظومه شمسی پروانه وار به دور او می گردند.
    در اینجا نیز خبری از حرکت خورشید، به سوی قرارگاه خاصی یا به دور خود نبود.

    باز هم علم پیشرفت بیشتری کرد و مشاهدات نجومی که با استفاده از تلسکوپهای بسیار نیرومند صورت گرفت ثابت کرد حداقل خورشید دارای دو حرکت است: حرکت وضعی به دور خودش، و حرکت انتقالی به اتفاق تمام منظومه شمسی به سوی نقطه مشخصی از آسمان یا به تعبیر دیگر، به سوی ستاره « وگـا » که از ستارگان صورت فلکی « الجاثی علی رکبتیه » می باشد. صورت فلکی «الجاثی علی رکبتیه» به مجموعه ای از ستارگان گفته می شود که صورتی را در آسمان تشکیل می دهند شبیه کسی که بر سر زانو نشسته و آماده برخاستن است، و ستاره « وگا » جزء این مجموعه است که منظومه شمسی همراه خورشید به سوی آن در حرکت می باشد.

    در یکی از دایرة المعارفها آمده است: خورشید علاوه بر حرکات ظاهری، حرکت واقعی دارد.
    حرکت دورانی کهکشانی، خورشید را با سرعت حدود یک میلیون و یکصد و سی هزار کیلومتر در ساعت در فضا می گرداند، اما در داخل کهکشان هم خورشید ثابت نیست، بلکه با سرعت قریب 72 هزار کیلومتر در ساعت بهجانب صورت فلکی «الجاثی» حرکت می کند و اینکه ما از این حرکت سریع خورشید در فضا بی خبریم، به سبب دوری اجرام فلکی است.
    سپس می افزاید: خورشید به دور خود حرکت دورانی وضعی نیز دارد.(1)

    تعبیر به" تدرك" و" سابق":
    تعبیرات قرآن به اندازه‏اى حساب شده است كه ریزه‏كاریها و دقتهاى آن قابل احصا نیست، در آیات فوق هنگامى كه سخن از حركت ظاهرى ماه و خورشید در مسیر ماهانه و سالیانه در میان است مى‏گوید:" براى خورشید سزاوار نیست كه به پاى ماه برسد (چرا كه ماه مسیر خود را در یك ماه طى مى‏كند و خورشید در یك سال، این تفاوت سرعت به اندازه‏اى است كه تعبیر مى‏كند این هرگز به پاى او نمى‏رسد (لَا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ).
    اما در مورد شب و روز چون با هم فاصله چندانى ندارند و دقیقا پشت سر هم قرار گرفته‏اند مى‏گوید" شب از روز پیشى نمى‏گیرد" مى‏بینیم این دو تعبیر در اینجا بسیار حساب شده است. (2)

    منبع:

    http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=8242

    نوشته شده توسط :رامین
    سه شنبه 14 مهر 1388-09:21 ب.ظ

    دنبالک ها: قرآن و حرکت منظومه شمسی 

    منبع:http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=8239

    قرآن در چند مورد به این قانون اشاره دارد:
    1. " اللّه الّذی رفع السّموات بغیر عمدٍ ترونها ثم اسْتوی علی العرش و سخّر الشّمس و القمر كلّ یجری لأجل مسمّی یدبّر الأمر یفصّل الایات لعلّكم بلقاء ربّكم توقنون" سوره‌ی‌ رعد، آیه‌ی‌ 2؛ خداوند، همان كسی است كه آسمان‌ها را بدون ستون‌هایی كه آن‌ها را ببینید برافراشت؛ آن‌گاه بر عرش استیلا یافت و خورشید و ماه را رام كرد كه هریك برای مدتی معیّن به سیر خود ادامه می‌دهند. خداوند در كار آفرینش تدبیر، و آیات خود را به روشنی بیان می‌كند؛ امید كه شما به لقای پروردگارتان یقین حاصل كنید.

    2. "خلق السّموات بغیر عمد ترونها و ألقی فی الأرض رواسی أنْ تمید بكم و بثّ فیها من كلّ دابّة..." سوره‌ی‌ لقمان، آیه‌ی‌ 10؛ آسمان‌ها را بی‌هیچ ستونی كه آن را ببینید آفرید و در زمین كوه‌های استوار بیفكند تا مبادا زمین شما را بجنباند و در آن از هر گونه جنبنده‌ای پراكنده كرد.
    "حسین بن خالد" گوید: از امام رضا (علیه‌السلام) درباره این آیه سؤال كردم: "و السماء ذات الحبك" سوره‌ی‌ ذاریات، آیه‌ی‌ 7.
    فرمود: آسمان و زمین در هم شبكه شده است و انگشتان دستان خویش را در هم داخل كرد.
    گفتم: چگونه آسمان و زمین در هم شبكه شده است (و همدیگر را نگه داشته‌اند) و حال آن‌كه خداوند می‌فرماید: "...رفع السّموات بغیر عمدٍ ترونها..." سوره‌ی‌ رعد، آیه‌ی‌ 2.
    فرمود: منزّه است خدا (سبحان الله)، آیا نمی‌فرماید: "بغیر عمدٍ ترونها
    گفتم: چرا.
    فرمود: پس ستونی وجود دارد، ولی شما آن را نمی‌بینید: "فثّم عمد ولكن لاترونها" .

    حسین بن خالد در فهم آیه به اشتباه افتاده بود و خیال می‌كرد كه معنای آیه این است كه آسما‌ن‌ها چنان‌كه می‌بینید بدون ستون‌ها برافراشته شده‌اند؛ ولی امام رضا (علیه‌السلام) فرمود: آسمان‌ها را بدون ستونی كه ببینید بالا برد؛ یعنی ستون دارد ولی شما آن را نمی‌بینید و آن ستون نیز به گونه‌ای است كه مایه‌ی‌ تعادل زمین و آسمان شده است و انگشت‌های خود را بدین منظور در هم شبكه كرد.(1)

    توضیح اینکه: در زمان نزول آیات قرآن، تنها فرضیه ای که بر افکار دانشمندان آن عصر، و قرنها بعد از آن و قبل از آن، حاکم بود فرضیه هیات «بطلمیوس» بود که با تمام قدرت بر محافل علمی جهان حکومت می کرد و طبق آن، آسمانها به صورت کراتی تو در تو همانند طبقات پیاز روی هم قرار داشت، و زمین در مرکز آنها بود، و طبعا هر آسمانی متکی به آسمان دیگر بود، ولی بعد از حدود هزار سال از نزول قرآن، بطلان این عقیده با دلایل قطعی ثابت شد، و نظریه افلاک پوست پیازی به کلی کنار رفت و این معنی مسلم شد که هر یک از کرات آسمانی در مدار و جایگاه خود معلق و ثابت است و هر چند مجموعه ها و منظومه ها دارای حرکتند، و تنها چیزی که آنها را در جای خود نگه می دارد، همان تعادل قوه جاذبه و دافعه است، قوه جاذبه – که می گوید هر دو جسمی، یکدیگر را به نسبت مستقیم جرمها و به نسبت معکوس مجذور فاصله ها جذب می کنند – سبب می شود که همه کرات آسمانی باسرعت به سوی هم حرکت کنند، و در مرکز واحدی جمع شوند، ولی حرکت دورانی که در سیارات و یا منظومه ها وجود دارد،- می دانیم خاصیت دورانی همان گریز از مرکز می باشد- سبب می شود که این کرات و منظومه ها، به سرعت از هم دور شوند، (درست مانند فرار آتش گردان هنگامی که در حال چرخیدن، سیم آن قطع شود که هر یک از قطعات آتش به نقطه دور دستی پرتاب می شود) حال اگر قوه جاذبه دقیقا با قوه دافعه مساوی باشد، نه ذره ای کمتر و نه ذره ای بیشتر، در این صورت ستون نیرومند نامرئی به وجود می آید که آنها را در جای خود ثابت نگه می دارد، همان گونه که کره زمین ما میلیونها سال است در مدار معینی بر گرد خورشید حرکت می کند، نه جذب آن می شود و نه از آن دور می گردد، و این از نشانه های عظمت خدا، و از نشانه های اعجاز قرآن است.
    (2)

    بنابراین، نیروهایی كه قرآن از آن‌ها نام می‌برد و سبب برپایی زمین و آسمان‌ها می‌شوند، چه بسا قانون جاذبه و نیروی گریز از مركز و دیگر نیروهایی باشد كه تاكنون شناخته نشده است؛ البته احتمال‌های دیگر فیزیكی و ریاضی، كاملا ً مطرح و صلاحیت عرضه‌ی‌ علمی دارد.
    امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: "هذه النجوم الّتى فى السَّماء مدائن مثل المدائن الّتى فى الأرض مربوطة كلّ مدینة إلی عمود من نور طول ذلك العمود فى السّماء مسیرة مأتین و خمسین سنة" ؛ ستارگان آسمان، شهرهایی است مانند شهرهایی كه در زمین قرار گرفته است. هر شهری (ستاره‌ای) به ستونی از نور بسته شده است و طول آن برابر مسافت دویست و پنجاه سال راه می‌باشد.

    سخن حضرت علی (علیه‌السلام) می ‌تواند تفسیری بر آیات بالا و دیگر آیاتی باشد كه ناظر به قوانین حاكم بین اجرام فلكی و اجسام عنصری است، كه قابل انطباق بر جاذبه‌ی‌ عمومی است؛ البته همان‌گونه كه قبلا ً بازگو شد، مجال پژوهش درباره‌ی‌ هر احتمال دیگر وجود دارد. علامه طباطبایی (رحمه‌الله) می‌نویسد:
    "اگر یك جرم فضایی بتواند بدون ستونی كه بر آن تكیه كند، سرپا بایستد، پس می‌تواند به واسطه‌ی‌ سبب ویژه و طبع خاص یا جاذبه عمومی نیز به اذن خدا سر پا بایستد" .

    "موریس مترلینگ" (1862 ـ 1949م) نویسنده و متفكر و محقّق مشهور بلژیكی و گیرنده‌ی‌ جایزه ادبی نوبل در سال 1919 میلادی و عضو آكادمی فرانسه، پژوهش درباره‌ی‌ قانون جاذبه را به دانشمندان پیش از اسلام نسبت داده و نوشته است:
    " قانون بزرگ جهان كه تاكنون قانونی بزرگ‌تر از آن به نظر نوع بشر نرسیده است، قانون جاذبه است كه "نیوتون" دانشمند معروف انگلیسی آن را كشف كرد. "پلوتارك" كه چندین قرن پیش از میلاد می‌زیسته است، در كتاب خود می‌گوید: ما حیرت می‌كنیم كه چرا ماه سقوط نمی‌كند و روی زمین نمی‌افتد. "كپلر" منجم معروف آلمان، خیلی زودتر از نیوتن درصدد برآمد كه قانون جاذبه‌ی‌ زمین را كشف كند. او گفت: ستارگان به نسبت مكعب مسافت میان خود، یك‌دیگر را جذب می‌كنند.

    نیوتن در انگلستان، مطالعات و محاسبات كپلر را تعقیب كرد و شانزده سال مشغول محاسبه بود تا توانست قوه‌ی‌ جاذبه را كشف كند و بگویـد: F = G و نظر كپلر را كامل كند" .
    یعنی نیروی جاذبه (F) برابر است با ضرب 8 610/6 = G در m در M (جرم‌های بزرگ و كوچك) تقسیم بر فاصله(2 r ) اِر به توان دو، و به تعریف دیگر، هر ذرّه‌ی‌ مادّه در جهان، ذرّه‌ی‌ دیگر را با نیرویی جذب می‌كند كه متناسب با حاصل‌ضرب جرم‌های آن‌هاست و با مجذور فاصله‌ی‌ میان آن‌ها نسبت عكس دارد.

    همان‌گونه كه قبلا ً ارایه شد، دانش تجربی و فنّ طبیعی، توان تعلیل نهایی را از یك سو، و قدرت تحدید علت و بیان علت منحصر را از سوی دیگر ندارد؛ زیرا اصل قانون علّیت، مطلبی عقلی است،نه تجربی، و حصر علّت نیز بدون استمداد از اصل تناقض و سایر مبادی تصدیقی فلسفی میسور نیست و چنین شهامتی جز در قلمرو حكمت برهانی پدید نمی‌آید. لذا، مادامی كه قانون جاذبه و مانند آن در مدار اصل علّیت و نیز در محور حصر در نیاید، جزم علمی به این‌كه علّت، اصل جاذبه است و اینکه علت منحصر نیز همین جاذبه است، حاصل نخواهد شد. (3)



    نوشته شده توسط :رامین
    سه شنبه 14 مهر 1388-09:19 ب.ظ

    دنبالک ها: قرآن و قانون جاذبه عمومی 










    • تعداد صفحات :17
    • ...  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • 8  
    • ...