آفرینش انسان از مولکول DNA
خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیكُمْ آیَاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ ﴿۳۷﴾ (انبیا 37)
«انـسان از چیز عَـجَـل واری آفریده شده است. آیات خود را "در آینده" به شما نشان خواهم داد. بنابـر ایـن بیتابی نکنید».
خداوند در این آیه به DNA اشاره می کند که از نظر دانشمندان نقطه ی آغاط آفرینش است و صفات را از یک نسل به نسل دیگر منتقل می کند.
مولکول DNA مولکول نردبانی شکل خمیده است که در قرآن به شکل عجل وار از آن یاد شده است.
در قسمت دوم آیه اشاره می شود که
آیات خود را "در آینده" به شما نشان خواهم داد.
نکته ی بسیار جالب این است که خداوند در این آیه اشاره می کند که در آینده(با کشف میکروسکوپ)انسان به این نشانه پی خواهد برد.

شباهت جنین انسان با سایر جانوران (مومنون 12-14)
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ ﴿۱۴﴾
آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم پس آن علقه را [به صورت] مضغه گردانیدیم و آنگاه مضغه را استخوانهایى ساختیم بعد استخوانها را با گوشتى پوشانیدیم آنگاه [جنین را در] آفرینشى دیگر پدید آوردیم آفرین باد بر خدا كه بهترین آفرینندگان است (۱۴)

خداوند در این آیه اشاره می کند که جنین انسان به سایر موودات شباهت دارد و سپس تغیراتی در آن پدید می آید و آن را به انسان مبدل می سازد.
شباهت جنین انسان به زالو!(مومنون 14)


|
|
|
|
|
آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم پس آن علقه را [به صورت] مضغه گردانیدیم و آنگاه مضغه را استخوانهایى ساختیم بعد استخوانها را با گوشتى پوشانیدیم آنگاه [جنین را در] آفرینشى دیگر پدید آوردیم آفرین باد بر خدا كه بهترین آفرینندگان است (۱۴) |
|
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ ﴿۱۴﴾ |
توضیح در عربی علق به معنای خون بسته و زالو است که در هر دو حالت لز لحاظ علمی صدق می کند
تـرکـیـب نـطـفـه زن و مـرد
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا ﴿۲﴾
ما انسان را از نطفه مختلطى آفریدیم و او را مىآزماییم بدین جهت او را شنوا و بینا قرار دادیم (۲) (انسان 2)

وجود جنس ماده و نر در نطفه ی نر

ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى ﴿۳۸﴾
سپس بصورت خونبسته در آمد و خداوند او را آفرید و موزون ساخت (۳۸)
فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى ﴿۳۹﴾
و از او دو زوج مرد و زن آفرید (۳۹)
(سوره قیامت آیه ی 38 و 39)
همانطور که می دانید کروموزوم زن شامل xx و کروموزوم مرد شامل xy است و فردی که y را داشته باشد مرد و کسی که هر دو xx را داشته باشد زن است و نطفه ی مرد شامل xy است که هم شامل نطفه ی زن و هم شامل نطفه ی مرد است!
ساختار نطفه ی مرد و زن در قرن 19 و 20 کشف شد در حالی که قرآن 1400 سال پیش از این موضوع خبر داده است!
اشاره قرآن به پرده های جنینی
خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِیَةَ أَزْوَاجٍ یَخْلُقُكُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ ﴿۶﴾
شما را از نفسى واحد آفرید سپس جفتش را از آن قرار داد و براى شما از دامها هشت قسم پدید آورد شما را در شكمهاى مادرانتان آفرینشى پس از آفرینشى [دیگر] در تاریكیهاى سه گانه [م شیمه و رحم و شكم] خلق كرد این استخدا پروردگار شما فرمانروایى [و حكومت مطلق] از آن اوستخدایى جز او نیست پس چگونه [و كجا از حق] برگردانیده مىشوید (۶) (الزمر 6)
همانطور که می دانید پرده های جنینی شامل سه لایه ی داخلی میانی و خارجی که در پزشکی به نامهای( اکتودرم مزودرم و آندودرم) است
اشاره قرآن به پس گرفته شدن برخی از مواد توسط جنین(از جفت)

اللّهُ یَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَى وَمَا تَغِیضُ الأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَیْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ ﴿۸﴾
خدا مىداند آنچه را كه هر مادهاى [در رحم] بار مىگیرد و [نیز] آنچه را كه رحمها مىكاهند و آنچه را مىافزایند و هر چیزى نزد او اندازهاى دارد (۸)
همانطور که می دانید جنین در دوران بارداری از طریق لوله ای به نام جفت موادی را از مادر می گیرد و مواد زاید را دفع می کند
-------------------------
با تشکر از
QURANOLOGY
EHOLYQURAN
بعضی از اعجاز قرآن:
الف: قانون زوجیت: بشر کشف کرده است که برای هر چیزی در جهان جفتی وجو دارد. از نباتات- حیوانات- - جمادات و انسآنها. در چند جای قرآن به این قانون اشاره شده است مثلا در سوره ی ذاریات آیه ی 49:
وَمِن كُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿49﴾
و از هر چیزى دو گونه [یعنى نر و ماده] آفریدیم امید كه شما عبرت گیرید (49)
نکته از قانون بالا در معنویت کسی استفاد کند موفق است.
ب:سخن گفتن حیوانات: بشر تازه کشف کرده است که حیوانات با یکدیگر صحبت می کنند. اما همین صحبت کردن در قرآن آمده است در سوره ی نمل آیه ی 16 و17 و22:
وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ وَأُوتِینَا مِن كُلِّ شَیْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ ﴿16﴾ وَحُشِرَ لِسُلَیْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ وَالطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُونَ ﴿17﴾
و سلیمان از داوود میراث یافت و گفت اى مردم ما زبان پرندگان را تعلیم یافته ایم و از هر چیزى به ما داده شده است راستى كه این همان امتیاز آشكار است (16) و براى سلیمان سپاهیانش از جن و انس و پرندگان جمع آورى شدند و [براى رژه] دسته دسته گردیدند (17)
فَمَكَثَ غَیْرَ بَعِیدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُكَ مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِینٍ ﴿22﴾ إِنِّی وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِیَتْ مِن كُلِّ شَیْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِیمٌ ﴿23﴾ وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ فَهُمْ لَا یَهْتَدُونَ ﴿24﴾
پس دیرى نپایید كه [هدهد آمد و] گفت از چیزى آگاهى یافتم كه از آن آگاهى نیافته ایم و براى تو از سبا گزارشى درست آورده ام (22) من [آنجا] زنى را یافتم كه بر آنها سلطنت مى کرد و از هر چیزى به او داده شده بود و تختى بزرگ داشت (23) او و قومش را چنین یافتم كه به جاى خدا به خورشید سجده مى کنند و شیطان اعمالشان را برایشان آراسته و آنان را از راه [راست] باز داشته بود در نتیجه [به حق] راه نیافته بودند (24)
پ: کروی بودن زمین: که سال ها به گرد بودن و چرخیدن زمین می اندیشید. در سوره ی یاسین آیه ی 38 ، سوره ی الشعرا آیه ی 28، سوره ی بقره آیه ی 142
وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ ﴿38﴾
و خورشید به [سوى] قرارگاه ویژه خود روان است تقدیر آن عزیز دانا این است (38)
قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَیْنَهُمَا إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿28﴾
[موسى] گفت پروردگار خاور و باختر و آنچه میان آن دو است اگر تعقل كنید (28)
سَیَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِی كَانُواْ عَلَیْهَا قُل لِّلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿142﴾
به زودى مردم كم خرد خواهند گفت چه چیز آنان را از قبله اى كه بر آن بودند رویگردان كرد بگو مشرق و مغرب از آن خداست هر كه را خواهد به راه راست هدایت مى کند (142)
ت:جاذبه عمومی: جاذبه ای که توسط نیوتن کشف شد. که در سوره ی رعد آیه ی 2 است:
اللّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ یَجْرِی لأَجَلٍ مُّسَمًّى یُدَبِّرُ الأَمْرَ یُفَصِّلُ الآیَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ
خدا [همان] كسى است كه آسمآنها را بدون ستونهایى كه آنها را ببینید برافراشت آنگاه بر عرش استیلا یافت و خورشید و ماه را رام گردانید هر كدام براى مدتى معین به سیر خود ادامه مى دهند [خداوند] در كار [آفرینش] تدبیر می کند و آیات [خود] را به روشنى بیان می نماید امید كه شما به لقاى پروردگارتان یقین حاصل كنید (2)
ث: گرفتن نفس در اوج آسمان ها: هر چقدر انسان به بالا تر می رود نفسش می گیرد. که در سوره ی انعام آیه ی 125 است:
فَمَن یُرِدِ اللّهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاء كَذَلِكَ یَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ ﴿125﴾
پس كسى را كه خدا بخواهد هدایت نماید دلش را به پذیرش اسلام می گشاید و هر كه را بخواهد گمراه كند دلش را سخت تنگ می گرداند چنانكه گویى به زحمت در آسمان بالا مى رود این گونه خدا پلیدى را بر كسانى كه ایمان نمى آورند قرار مى دهد (125)
ج: مراحل خلقت انسان: که علم تا کنون به بیشتر از این هم نرسیده است. و در سوره ی مومنون و آیه ی 14 می باشد:
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ ﴿14﴾
آنگاه نطفه را به صورت علقه (خون بسته) درآوردیم پس آن علقه را [به صورت] مضغه ( پاره گوشت شدن) گردانیدیم و آنگاه مضغه را استخوآنهایى ساختیم بعد استخوآنها را با گوشتى پوشانیدیم آنگاه [جنین را در] آفرینشى دیگر پدید آوردیم آفرین باد بر خدا كه بهترین آفرینندگان است (14)
چ: کوه ها ونفع آنها برای بشر: بشر فهمیده است که وجود کوه باعث تعادل جهان شده است. که در سوره ی نبا آیه 7 و سوره ی نمل آیه ی 88 اشاره شده است:
وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا ﴿7﴾
و كوهها را [چون] میخهایى [نگذاشتیم] (7) ( کار میخ محکم نگه داشتن است)
وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ كُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿88﴾
و كوهها را مى بینى [و] مى پندارى كه آنها بى حركتند و حال آنكه آنها ابرآسا در حركتند [این] صنع خدایى است كه هر چیزى را در كمال استوارى پدید آورده است در حقیقت او به آنچه انجام مى دهید آگاه است (88)
هر فرد نا مسلمان منصفی با خواندن مطالب زیر ایمان میآورد که قران کلام خدا است
چه رسد به افرادی که مسلمان هستند
جمله ”بسم الله الرحمن الرحیم“ 19 حرف است، و در آیه 74:30 و 74:31 سوره مدثر در مورد جهنم آمده است:
"مأمورینش نوزده نفرند. و مأمورینش را جز فرشتگان قرار ندادیم،
و تعداد آنها (عدد 19) را فقط برای امتحان كافران معین كردیم، تا اهل كتاب ایمان بیاورند و ایمان مؤمنین زیادتر شود
و اهل كتاب و مؤمنین دیگر شکی نداشته باشند؛ و بیماردلان و كافران گویند خدا با این مثل چه خواسته است؟
خدا هر كس را بخواهد گمراه میكند (مطابق قوانینش بی راه میگذارد) و هر كس را بخواهد هدایت میكند ..."
ما میدانیم که عدد 19 عدد اول ( prime number ) است. عدد اول عددی است كه فقط بر خودش و بر یك قابل تقسیم باشد.
افراد مختلفی در گذشته و حال سعی کرده اند که به رمزهای معجزات ریاضی قرآن پی ببرند.
در گذشته، یکی از این افراد پیگیری های زیادی در این مورد انجام داد و به موفقیت های زیادی "در این مورد" رسید.
در سالهای اخیرآقای كورش جم نشان كه در زمان حاضر در تهران زندگی میكند با یك ماشین حساب كوچك به نتیجهای رسید
كه شما میتوانید آن را امتحان كنید. او شماره هر سوره را با تعداد آیات آن بصورت زیر جمع كرد:
|
|
جمع |
|
تعداد آیه |
|
شماره سوره |
|
زوج |
8 |
= |
7 |
+ |
1 |
|
زوج |
288 |
= |
286 |
+ |
2 |
|
فرد |
203 |
= |
200 |
+ |
3 |
|
زوج |
180 |
= |
176 |
+ |
4 |
|
فرد |
125 |
= |
120 |
+ |
5 |
|
... |
... |
|
... |
|
... |
|
... |
... |
|
... |
|
... |
|
زوج |
118 |
= |
5 |
+ |
113 |
|
زوج |
120 |
= |
6 |
+ |
114
|
|
جمع زوج ها |
جمع فردها |
|
جمع آیه ها |
|
جمع سوره ها |
|
6236 |
6555 |
|
6236 |
|
6555 |
قابل توجه است كه تعداد زوجها 57 عدد و فردها نیز به همان تعداد یعنی 57 عدد میباشد كه این خود به تنهائی یك معجزه است.
اما معجزه دیگر اینست كه اگر حاصل جمعهای زوج را با هم جمع كنیم 6236 بدست می آید كه مساوی است با تعداد كل آیههای قرآن.
و معجزه دیگر اینكه اگر حاصل جمعهای فرد را با هم جمع كنیم 6555 بدست میاید كه مساوی است با جمع كل شماره سورههای قرآن.
و معجزه دیگر اینكه اگر رقمهای 6555 را با رقمهای 6236 جمع كنیم، عدد 38 بدست میآید كه خود ضریب 19 دارد:
2 X 19 = 38 = (6+2+3+6) + (5+5+5+6)
همانطور كه تعداد سورههای قرآن ضریب 19 دارد: 6 X 19 = 114
لطفا توجه كنید كه اگر تعداد آیههای قرآن را كم یا زیاد كنیم یا فقط جای سورهها را با هم عوض كنیم
دیگر چنین روابطی وجود نخواهد داشت،
و این نشان دهنده اینست كه تعداد آیات قرآن همین اندازه و ترتیب سورهها نیز به همین ترتیب بوده
و در نتیجه قرآن نمیتواند كار دست انسان باشد.
آقای عبدالله اریك متوجه شدند كه
در چهار كلمه "بسم" و "الله" و "الرحمن" و ”الرحیم“ 18 رابطه ریاضی وجود دارد.
و یک رابطه دیگر را آقای مهندس جواد رحمانی بدست آورده اند که روی هم 19 رابطه میشود.
كه با محاسبه ارزشهای عددی حروف الفبای عربی (كه در قدیم به آن ابجد میگفتند) به آن رسید.
حروف ابجد 28 حرف عربی را نشان میدهد كه بترتیب از یك تا هزار بترتیب زیر شماره گذاری شده:
ارزشهای عددی حروف ابجد
|
ا = 1 |
ك = 20 |
ق = 100 |
|
ب = 2 |
ل = 30 |
ر = 200 |
|
ج = 3 |
م = 40 |
ش = 300 |
|
د = 4 |
ن = 50 |
ت = 400 |
|
ه = 5 |
س = 60 |
ث = 500 |
|
و = 6 |
ع = 70 |
خ = 600 |
|
ز = 7 |
ف = 80 |
ذ = 700 |
|
ح = 8 |
ص = 90 |
ض = 800 |
|
ط = 9 |
|
ظ = 900 |
|
ی = 10 |
|
غ =1000 |
لازم به تذكر است كه این ارزشهای عددی حروف الفبای عربی
مانند ارزشهای عددی حروف لاتین (Roman Numerals) قرنهاست كه مورد استفاده بوده است.
19 حرف بسم الله الرحمن الرحیم و ارزشهای ابجدی مربوطه:
|
شماره حرف |
عربی |
ارزش ابجدی |
بسم |
|
1 |
ب |
2 |
|
|
2 |
س |
60 |
|
|
3 |
م |
40 |
|
|
4 |
ا |
1 |
الله |
|
5 |
ل |
30 |
|
|
6 |
ل |
30 |
|
|
7 |
ه |
5 |
|
|
8 |
ا |
1 |
الرحمن |
|
9 |
ل |
30 |
|
|
10 |
ر |
200 |
|
|
11 |
ح |
8 |
|
|
12 |
م |
40 |
|
|
13 |
ن |
50 |
|
|
14 |
ا |
1 |
الرحیم |
|
15 |
ل |
30 |
|
|
16 |
ر |
200 |
|
|
17 |
ح |
8 |
|
|
18 |
ی |
10 |
|
|
19 |
م |
40 |
|
معجزه ریاضی ”بسم الله الرحمن الرحیم“
چهار كلمه و 19 حرف ( بسم الله الرحمن الرحیم ) چنان با یكدیگر، بنابر یك سیستم ریاضی متشكل گردیده است
كه با دانش و احساس بشری غیر قابل انجام میباشد. این سیستم قابل تعمق، بر اساس ارزشهای ابجدی این حروف بدست میاید
كه اطلاعات مورد نیاز برای شرح آن بطور خلاصه در زیر نشان داده شده است.
چهار كلمه ”بسم الله الرحمن الرحیم“ شماره حروف عربی هر كلمه و ارزشهای ابجدی آنها:
|
شماره كلمات |
تعداد حروف |
ارزشهای ابجدی |
جمع ارزشها |
|
1 ب س م |
3 |
2/60/40 |
102 |
|
2 ا ل ل ه |
4 |
1/30/30/5 |
66 |
|
3 ا ل رح م ن |
6 |
1/30/200/8/40/50 |
329 |
|
4 ا ل ر ح ی م |
6 |
1/30/200/8/10/40 |
289 |
|
|
جمع 19 |
|
جمع ارزشها 786 |
1- بسم الله الرحمن الرحیم 19 حرف است.
2- اگر شماره ترتیب هر كلمه را بنویسیم، بعد از هر شماره تعداد حروف آن را بنویسیم
عدد 13243646 بدست میاید كه قابل قسمت به 19 است.
(شماره ترتیب هر كلمه برای تشخیص بهتر قرمز نوشته شده):
19 X 19 X 36686 = 13243646
3- اگر ترتیب كلمات را با شماره آن از آخر بنویسیم باز ضریب 19 دارد:
46362413 = 19 X 2440127
4- اگر بجای تعداد حروف هر كلمه جمع ارزش ابجدی آن را پس از شماره ترتیب آن بگذاریم باز قابل قسمت به 19 است:
110226633294289 = 19 X 5801401752331
5- اگر ارزش ابجدی هر حرف را پس از شماره ترتیب كلمه بگذاریم، باز قابل قسمت به 19 است:
1260402130305313020084050413020081040 =
19 X 66336954126595422109686863843162160
6- اگر پس از شماره ترتیب هر كلمه حاصل جمع تعداد حروف هر كلمه را با مجموع ارزشهای ابجدی آن كلمه بگذاریم
باز ضریب 19 دارد. یعنی:
110527033354295 = 19 X 5817212281805
(3 + 102 = 105), (4 + 66 = 70), (6 + 329 = 335), (6 + 289 = 295)
7ـ اگر پس از شماره ترتیب هر كلمه تعداد حروف هر كلمه را به اضافه مجموع حروف كلمات قبل از آن بگذاریم باز ضریب 19 دارد
1327313419 = 19 X 69858601
(0 + 3 = 3), (3 + 4 = 7), (3 + 4 + 6 = 13), (3 + 4 + 6 + 6 = 19)
8- اگر پس از شماره ترتیب هر كلمه حاصل جمع ارزش ابجدی هر كلمه را باضافه مجموع ارزشهای ابجدی قبل از آن بگذاریم
باز ضریب 19 دارد یعنی:
1102216834974786 = 19 X 58011412367094
چون (102 + 66 + 329 + 289 = 786), (102 + 66 + 329 = 497), (102 + 66 = 168)
میباشد.
9- اگر ارزش ابجدی هر حرف از 19 حرف (بسم الله الرحمن الرحیم) را قبل از شماره ترتیب آن حرف بگذاریم
( عدد 62 رقمی بدست میاید) باز ضریب 19 دارد یعنی:
21602403 1430530657 183092001081140125013 11430152001681710184019 =
19 X 113696858647 ...)
زیر اعداد مربوط به هر یك از چهار كلمه )بسم الله الرحمن الرحیم( خط كشیده شده است. این خط کشی برای درك نكات بعد مفید میباشد.
10- اگر شماره ترتیب هر كلمه (4 و 3 و 2 و1) را در آخر هر عددی كه زیر آن خط كشیده شده است اضافه كنیم
عدد جدیدی بدست میآید (عدد 66 رقمی) كه باز هم ضریب 19 دارد.
216024031 14305306572 1830920010811401250133 114301520016817101840194 =
19 X 113696855849 …)
11- اگر پس از هر كلمه بجای شماره ترتیب (1 و2 و 3 و 4) مجموع ارزشهای ابجدی هر كلمه (102 و 66 و 329 و 289) را بگذاریم،
یك عدد 73 رقمی بدست خواهد آمد كه باز هم ضریب 19 دارد.
2160240310214305306576618309200108114012501332911430152001681710184019289 =
19 X 111369685843 …)
12- در این مرحله ارزشهای ابجدی هر كلمه 102 و 66 و 329 و 289 را در ابتدای هر كلمه میگذاریم، باز هم عدد 73 رقمی جدیدی بوجود میآید كه ضریبی از 19 است.
1022160240366143053065732918309200108114012501328911430152001681710184019 =
19 X 5379790738 …)
13- برای هركلمه (بسم الله الرحمن الرحیم) نكات زیر را مینویسیم:
1- تعداد حروف هركلمه، مثلاً كلمه " بسم " از 3 حرف تشكیل شده (برای تشخیص برنگ قرمز نوشته شده).
2- جمع ارزش ابجدی هر كلمه، مثلاً كلمه " بسم " جمع ارزش حروف آن 102 میباشد.
3- ارزش ابجدی هر حرف در هر كلمه، مثلاً كلمه " بسم " از حروف (ب، س، م) تشكیل گردیده
كه ارزش هر حرف به ترتیب ( 2 و 60 و 40 ) میباشد.
اگر پس از تعداد حروف هر كلمه جمع ارزش ابجدی هر كلمه و بعد ارزش ابجدی هر حرف آن كلمه را بگذاریم
یك عدد 48 رقمی بوجود میآید كه باز ضریب 19 دارد.
310226040466130305632913020084050628913020081040 =
19 X 1632768634 …)
14- در این مرحله پس از تعداد حروف هر كلمه ارزش هر حرف آن كلمه و بعد جمع ارزش حروف آن را مینویسم
كه این بار هم عدد 48 رقمی بدست می آید كه باز هم ضریبی از 19 میباشد.
326040102413030566613020084050329613020081040289 =
19 X 1716000539 …)
15- اگر شماره ترتیب حروف هركلمه را با شماره ترتیب حروف كلمههای بعد جمع كنیم
عددی 12 رقمی بدست میآید كه باز هم ضریبی از 19 میباشد.
123 + 4567 + 8910111213 + 141516171819 =
150426287722 =
19 X 7917173038
16- اگر شماره ترتیب هر كلمه را پس از شماره ترتیب حروف هر كلمه بگذاریم عدد 23 رقمی بدست میآید
كه باز هم ضریبی از 19 میباشد
123145672891011121331415161718194 =
19 X 648135120479 …)
17- اگر تعداد كلمات "بسم الله الرحمن الرحیم" (4) را اول بنویسیم و تعداد حروف (19) آن را بعد از آن بنویسم
و بعد حاصل جمع ارزش ابجدی (786) آن را بنویسیم عدد 6 رقمی بوجود میاید كه ضریبی از 19 میباشد.
(برای تشخیص زیر آن اعداد خط كشیده شده است).
4 19 786 = 19 X 22094
18- اگر رقم های رابطه 17 را برعکس بنویسیم ضریب 19 خواهد داشت.
36206 x 19 = 4 91 687
19- اگر شماره آیه )بسم الله الرحمن الرحیم( كه اولین آیه قرآن است بنویسیم و بعد تعداد حروف آن (19) را بنویسم
و بعد تعداد حروف هر كلمه را بنویسیم باز ضریبی از 19 میباشد.
174 X 19 X 19 X 19 = 3466 19 1
باید توجه داشت که هر یکی از این رقمها اگر بخواهد درست سر جای خود قرار گیرد احتمال آن یک به 10 میباشد.
چون احتمال بین صفر تا 9 را دارد.
برای مثال: در شماره 4 عدد 102 شامل رقم های 1 و 0 و 2 می باشد و عدد 66 شامل رقم های 6 و 6 می باشد
و عدد 329 شامل رقم های 3 و 2 و 9 می باشد و عدد 289 شامل رقم های 2 و 8 و 9 می باشد، لذا امکان
درست کردن آن یک میلیون میلیاردیم یعنی ( 10 به توان 15 - ) یعنی 1000000000000000 / 1 می باشد.
اگر چهار کلمه ای که در "بسم الله الرحمن الرحیم" وجود دارد برای اینکه ارقامش مطابق حساب ابجد 19 بار قابل تقسیم به 19 باشد،
امکان آن 19 بار 19 / 1 ضرب در 19 / 1 است.
یعنی 37589973457545958193355601 / 1
آیا فكر میكنید این روابط ریاضی تصادفی است ؟
اگر اینطور فكر كنید خیلی بی انصافی كردهاید و خواستهاید با كمال بی انصافی این حقیقت بزرگ را
كه قرآن كلام خدا است و نه تنها كار محمد (ص) و تمام مردم آن زمان نیست،
بلكه حتی مردم این زمان هم با وجود كامپیوتر نمیتوانند چهار كلمه پیدا كنند كه اینهمه روابط ریاضی داشته باشد.
چون بیشتر این روابط باید در قالب 1?2?3?4? = 19 X … باشد.
یعنی بجای علامت سؤال پس از شماره ترتیب باید عدد خاص آن چهار كلمه وجود داشته باشد.
مطابق محاسبهای كه با كامپیوتر شده، احتمال مرحله 2، برابر یك در 189753 میباشد
و احتمال مرحله 2 و 4، كمتر از یك در 36 میلیارد میباشد
و احتمال مرحله 2 و 4 و 5، كمتر از یك در 6.832 كاترلیون میباشد.
در نتیجه احتمال تصادفی بودن این 19 رابطه تقریباً صفر یعنی محال است.
اندكی فكر كنید و منصفانه قضاوت كنید كه آیا محاسبه این روابط كار مردم 14 قرن پیش عربستان است؟ چه رسد به یك شخص.
آیا این روابط نشان دهنده یك وجود بسیار بسیار دانا و حسابگر كه خدا باشد نیست و پیامبری محمد (ص) و الهی بودن قرآن را نشان نمیدهد؟
حالا كه معلوم شد قرآن واقعاً كلام خدا است،
آن را با دقت هر چه بیشتر بخوانید و در آیات آن اندیشه و فكر كنید تا راه درست زندگی را پیدا كنید.
چند معجزه ریاضی دیگر
کلمه اسم 19 بار در قرآن آمده است
· كلمه (الله) بدون حساب الله كه در ”بسم الله الرحمن الرحیم“ اول سورهها است، 2698 بار یعنی 19 X 142بار آمده است.
· كلمه (الرحمن) كه یکی از صفات انحصاری خدا است، 57 بار یعنی 19 X 3 بار
· و كلمه (رحیم) كه بصورت صفت خداوند آمده 114 بار یعنی19 X 6 بار آمده است
(كلمه رحیم 9:128 سوره توبه در مورد صفت پیغمبر اسلام (ص) ذکر شده است، نه در مورد صفت خداوند).
· سوره علق كه 5 آیه اول آن اولین آیاتی است كه به پیغمبر (ص) نازل شده 19 سوره مانده به آخر قرآن یعنی سوره 96 قرآن است
و 5 آیه اول آن كه اولین آیاتی است كه بر پیغمبر (ص) نازل شده 19 كلمه دارد و 76 حرف است یعنی19 X 4 = 76
· سوره علق 19 آیه و 285 حرف یعنی 19 X 15 حرف دارد.
· سوره ناس آخرین سوره قرآن (سوره 114) است و 6 آیه دارد یعنی 19 X 6 = 114
· سوره نصر سوره 110 قرآن كه بقولی آخرین سورهای است كه بر پیغمبر(ص) نازل شده 19 كلمه دارد و آیه اول آن 19 حرف دارد.
· 9 آیه اول سوره قلم سوره 68 قرآن كه دومین آیاتی است كه به پیغمبر (ص) نازل شده، 38 كلمه دارد كه مساوی 19 X 2 میباشد.
· 10 آیه اول سوره مزمل سوره 73 قرآن، سومین آیاتی است كه بر پیغمبر (ص) نازل شده كه 57 كلمه دارد یعنی57 = 19 X 3
· حرف ”ق“ در سوره ق (سوره 50) و در سوره شوری (سوره 42)
كه در حروف مقطعه اول این دو سوره ذكر شده 57 بار تکرار شده است یعنی 19 X 3
در تمام حروف مقطعه قرآن این روابط ریاضی وجود دارد كه حدود 200 رابطه است.
· حرف ”ن“ در سوره قلم (سوره 68) 133 بار آمده است یعنی 133 = 19 X 7
· حروف ”ی“ و ”س“ در سوره یس ( سوره 36) 285 بار آمده است یعنی: 285 = 19 X 15
· حرف ”ص“ در سوره اعراف (سوره 7) 97 بار و در سوره مریم (سوره 19) 26 بار
و در سوره ”ص“ (سوره 38) 29 بار آمده كه جمع آن در سه سوره (152 = 97+ 26 + 29) می باشد
یعنی: 152 = 19 X 8
در قرآن هفت سوره پیاپی (سوره های 40 تا 46) وجود دارد كه با حم "ح" و "م" شروع میشود.
این سورهها با هم روابط ریاضی عجیبی دارند كه نامی جز معجزه بر آنها نمیتوان گذاشت.
· اگر تعداد ”ح“ و ”م“ این هفت سوره را جمع كنید عدد 2147 میشود كه مساوی است با 19 X 113
و اگر ”ح“ های این هفت سوره را جدا و ”م“ های آنها را جدا جمع كنید و بعد رقمهای بدست آمده را باهم جمع كنید
درست همان عدد 113 بدست میاید.
منظور از رقمها عدد نیست مثلاً رقمهای عدد 380، (3) و (8) و (0)، و رقمهای عدد 64 ، (6) و (4) میباشد.
· در این هفت سوره تعداد ”ح“ و ”م“ بترتیب
· در سوره مؤمن یا غافر (سوره 40) ، 64 و 380،
· در سوره فصلت (سوره 41)، 48 و 276،
· در سوره شوری (سوره 42) ، 53 و 300
· در سوره زخرف (سوره 43) ، 44 و 324
· در سوره دخان (سوره 44) ، 16 و 150
· در سوره جاثیه (سوره 45) ، 31 و 200
· در سوره احقاف (سوره 46) 36 و 225 میباشد.
64 + 380 + 48 + 276 + 53 + 300 + 44 + 324 + 16 + 150 + 31 + 200 + 36 + 225 = 2147
= 19 X 113
حالا اگر رقمهای این اعداد را با هم جمع كنیم:
6+4+3+8+0+4+8+2+7+6+5+3+3+0+0+4+4+3+2+4+1+6+1+5+0+3+1+2+0+0+3+6+2+2+5 = 113
می بینیم حاصل جمع این رقمها درست 113 یعنی مساوی خارج قسمت 2147 به 19 است.
· حالا اگر همین كار را با سه سوره اول (سوره 40 و 41 و 42) بكنیم باز
می بینیم حاصل جمع ”ح“ و ”م“ های این سورهها را اگر به 19 تقسیم كنیم مساوی حاصل جمع رقمهای ”ح“ و ”م“ این سه سوره میشود.
64 + 380 + 48 + 276 + 53 + 300 = 1121 = 19 X 59
6+4+3+8+0+4+8+2+7+6+5+3+3+0+0 = 59
· حال اگر 4 سوره بعد یعنی سورههای 43 و 44 و 45 و 46 را مورد امتحان قرار دهیم باز همین رابطه بدست می آید.
44 + 324 + 16 + 150 + 31 + 200 + 36 + 225 = 1026 = 19 X 54
4+4+3+2+4+1+6+1+5+0+3+1+2+0+0+3+6+2+2+5 = 54
· حال اگر ”ح“ و ”م“ سه سوره 41 و 42 و 43 را با هم جمع كنیم 1045 میشود
كه اگر آنرا تقسیم به 19 كنیم عدد 55 بدست میاید كه با حاصل جمع رقمهای ”ح“ و ”م“ مساوی است.
48 + 276 + 53 + 300 + 44 + 324 = 1045 = 19 X 55
4+8+2+7+6+5+3+3+0+0+4+4+3+2+4 = 55
· حال اگر ”ح“ و ”م“ چهار سوره 44 و 45 و 46 و 41 را با هم جمع كنیم عدد 1102 بدست میاید
كه خارج قمست آن به 19 عدد 58 بدست میاید كه با حاصل جمع رقمهای ”ح“ و ”م“ مساوی است.
16 +150 + 31 + 200 + 36 + 225 + 64 + 380 = 1102 = 19 X 58
1+6+1+5+0+3+1+2+0+0+3+6+2+2+5+6+4+3+8+0 = 58
حالا شما سعی كنید با كامپیوتر 14 رقم دیگر پیدا كنید كه چنین خاصیتی داشته باشند.
حالا فكر كنید كه اگر بخواهید هفت مقاله بنویسید كه ”ح“ها و ”م“ های آن چنین خاصیتی داشته باشند.
چه زمانی باید صرف كرد؟
حالا فكر كنید اگر کسی بخواهد بطور عادی هفت سخنرانی بكند كه چنین روابطی در آن وجود داشته باشد، امكان دارد یا نه؟
با توجه به اینكه خداوند در آیه 29:48 سوره عنكبوت به پیغمبر (ص) میفرماید:
" تو قبلاً كتابی نخوانده بودی و با دستت چیزی ننوشته بودی
چون در آن حال كسانی كه در صدد باطل ساختن رسالت تو هستند شك میكردند"
یعنی پیغمبر سواد خواندن و نوشتن نداشت.
شما سعی كنید با كامپیوتر 14 رقم دیگر پیدا كنید كه چنین حالتی داشته باشد تا بدانید قرآن نمیتوانسته كار پیغمبر بیسواد 14 قرن پیش باشد.
بلكه تمام مردم آن زمان هم نمیتوانستهاند چنین كاری بكنند
و بیائید واقعاً سعی كنید چهار كلمه مثل (بسم الله الرحمن الرحیم) بسازید كه 19 رابطه ریاضی در آن باشد.
یا حتی سه رابطه ریاضی از لحاظ حروف ابجد در آن باشد.
البته توجه داشته باشید در آن زمان چرتكه هم وجود نداشته، چه رسد به ماشین حساب و كامپیوتر
منبع:
www.eHolyQuran.com